بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

وینسنس و گرگ خندان

نویسنده: بیژن کیا

این رمان، واقعیتی که چند سال رسانه ­های جهان مخفی کرده ­اند را لو می­ دهد ... جیمز برای آن­ که برای مردم دنیا این معما را حل کند، جان خودش، ماریا، و ... را به خطر می­ اندازد ... معمایی پر کشش و کُشنده...




آدم کشتن، یکی از کارهای راحتی است که مخصوص یانکی­ ها است. پوشاندن تاریخ هم کار دیگرشان است. کشتی کاشفی که از اروپا راه افتاد و به قول خودشان به قاره­ ی آمریکا رسید و در کتاب­ های تاریخی ما هم به طرز مسخره ­ای آمده است که چه کسی قاره ­ی آمریکا را کشف کرد و ما هم جواب می ­دهیم: کریستف کلمپ در حالی که درست این است که بپرسند که افرادی که پا به قاره ی آمریکا گذاشتند چه کسانی بودند؟ و ما هم جواب بدهیم یک سری قاتل و جانی اروپایی که ساکنان قاره­ ی آمریکا را کشتند، زنانشان را عقیم کردند و سرزمینشان را تصرف کردند و خلق و خوی وحشی آمریکایی را پایه­ گذاری کردند.

داستان این کتاب، راجع به زن و شوهری است که حق دوستند. پسری که دنبال این است بداند چه شد که ناو آمریکایی، هواپیمایی مسافربری ایرانی را هدف قرار داد و 280 زن و مرد و کودک را کشت. او طی تحقیقاتش به حقیقتی می­ رسد که آمریکایی ­ها با دروغ پوشانده بودنش بعد از تذکرهایی که می ­گیرد و گوش نمی­ دهد می­کشنش. بعد همسرش را که پیگیر می­ شود می­کشند. بعد خبرنگاری که پیگیر شده بود را می­ کشند، بعد پدرش که یکی از بازمانده ­های سرخ­پوست­ ها بوده و پیگیری می­ کند را هم، هم...

منتهی پدرش زرنگی می­ کند نتیجه تمام تحقیقات را در یک وبلاگ می­ گذارد. برای چند نفر از جمله یک ایرانی به صورت رمانی به نام آدم­خوار می­ فرستد.

نویسنده تلاش کرده بود تا بتواند سبک و سیاق زندگی و کلام امریکایی را رعایت کند و به صورت ماجرایی معماگونه کار را جلو ببرد. یعنی هم معمای هواپیمایی ایرباس را حل کرده است، هم فکر و روش استکباری و جلادی آمریکایی­ ها را گفته است، هم به جریان سرخ­پوست­ ها پرداخته است.

بهر حال کتاب جذابی است و اگر چه کمی طولانی، اما خواننده دوست دارد پایانش را بداند...

یکی از ویژگی­ های بارز شخصیت­ های اول رمان: حق­ طلب بودن و نترسیدن از ظالم است که نتیجه ­ی کارشان رساندن حقیقتی که پوشانده شده بود به جهان است. یکی از ویژگی­ های کلی داستان، نشان دادن خلق و خوی استکباری آمریکایی­ هاست و فضای کنترل شدید رسانه و فضای مجازی در آن­جاست. در بوق و کرنا کردن آزادی، فقط همان آواز دهل است که به قول معروف از دور شنیدن خوش است. اما در بطن آن چیزی جز ترس و کنترل شدید و پوشاندن حقیقت نیست.


نسل امروز ما باید این کتاب را بخواند.