سیگار شکلاتی



هما پوراصفهانی 

نشر آراسپ

سیگار، همه جوره ­اش مضر است. چه شکلاتی­ اش، چه ماتیکی­ اش، چه بهمن چه تیر؛ مخصوصا خارجی­ هایش.


هما پوراصفهانی دلیل محبوبیتش بین جوان­ ها و این که ظرف یک­سال کتاب­ هایش تعدد چاپ پیدا می­ کند را تنها و تنها خلق صحنه ­های عاشقانه و پر احساس بین دست­نوشته­ هایش می داند. این کتاب هم مثل همه­ ی آن بقیه­ ی رمان­ هایش همین­ طور است.

سیگار شکلاتی داستان جوانی که نیروی ویژ­ه­ ی نظامی است و مشهور، که هم جنس باز شده است برای نفوذ در بین گروه­ های انحرافی. در این میان عاشق دختر می­ شود و الی آخر... که همه­ ی هفت­صد صفحه پر است از رابطه­ ها، حس ­ها، برخوردهای عاشقانه، ... یعنی آن چه که نوجوان در این سن بسیار درگیرش است و حریص تجربه­ اش.

البته ایشان درفضای مجازی به گونه ­ای دیگر رمان را قلم می­زد که با سانسور زیاد و تغییر رابطه ­ها مجوز چاپ گرفته است.

راستش در کل این هفتصد صفحه هر چقدر هم بگردید نمی­ توانید چیزی که نیاز روح  و فکرتان باشد پیدا کنید.

جملاتی که ذهن شما را به سمت و سوی بالا دستی ببرد اما تا دلتان بخواهد صحنه­ های خیالی و هوس­ آلود و گاهی گفتگوهای سطح پایین فراوان است.

می­دانید فرق رمان­های خارجی با رمان­ های فارسی ما چیست؟

حداقل آن­ ها تفکر و فلسفه­ شان را هم تبیین می­ کنند یعنی خواننده در آخر کار با اندیشه­­ های هر چند نادرست آن ­ها آشنا می­ شود اما رمان­ های اینترنتی داخلی که به چاپ هم می­ رسند تنها انسان را جسم می­ داند و پر از خیال و رویاها و درگیری­ های هوس و شهوت.

حس بدی به انسان می­ دهد وقتی می­ بیند که متوقف شده است در جسم و دو چشم و مو نگاه­ های هوس آلود یعنی جز این نمی­ شود که بشود.

پیام اصلی: نیروهای ویژه بچه­­ های خوبی ­اند و برای نفوذ به گروه­ های نفوذی شبیه آن­ها می­ شوند اما باز هم وسط مأموریت دلشان می­ لغزد و همه چیز را به هم می­ ریزند تا به معشوقه­ شان برسند و اینکه بچه­ های نیروی ویژه نظامی قبلا خودشان مورد تجاوز قرار گرفته­ اند و همه­ اش درگیر مشکلات جسمی­ اند و به ناچاری در این وادی افتاده ­اند و خانواده­ های نابسامانی دارند اما باز هم بی­ هوا عاشق می­ شوند و کنترل ندارند وقتی پای عشق­شان که برسد.

این رمان فضای خانواده­ های ایرانی را که اهل تدینند بسیار نابسامان نشان می ­دهد که انگار همه درگیر رابطه­ های مشروع هم جنس یا جنس مخالف هستند.


توی ذوق می­ زند این قضاوت­ها.

نمی­دانم ایشان با بیان مفاسد در این رمان دنبال چه می­ گشت. بهر حال جای تأمل داشت.