دالان بهشت

نازی صفوی       

 زندگی دختر یکی یکدانه تاجر بازاری که پسرهمسایه شان عاشقانه او را دوست دارد و درسن  17 سالگی از او خواستگاری می کند و در دو سال عقد بستگی شان مهناز با ناشی گری ها و افراط و تفریط های اخلاقی، عاطفی و فرهنگی اش محمد را عاصی کرده، طلاقش می دهد و راهی خارج می شود، مهناز8 سال صبر می‌کند، تلاش می‌کند تا خودش را رشد بدهد و پس از 8 سال دوباره این دو به هم می رسند درحالیکه همچنان عاشق همدیگر هستند.

کتاب با قلم خوب خانم صفوی و به روز بودن و متناسب بودن با احساسات و هیجانات نوجوان و جوانان مورد استقبال قرارگرفته است. پرداختن به یک معضل رایج  امروز جوانان ما، ورود به عرصه تربیتی ناقص دختران جامعه ما و پرداختن به آن از نگاه یک پیرزن با تربیت قدیم، یک مادر با جلوه مادران امروزی و نتیجه آن که دختران اکنون ماست، امری ضروری و شایسته است. دخترانی که از سر زیادی محبت متوقع و لوس شده اند و از کمی مسؤلیت پذیری، تنبل و بی توجه هستند و ازکثرت امکانات رفاه زده وکم تحمل شده اند و اما...  

واکاوی این معضل اگر با نگاهی جامع گرایانه و دور ازنقطه نظرهای شخصی رخ می داد قطعا می شد کتاب را به عنوان یک اثرتربیتی مطرح کرد ولی اینکه نویسنده کنار نقطه نظرهای کارشناسی، نظرهای شخصی و غیر کارشناسی اش را هم مطرح کرده است که این خود اگر مورد قبول جوان ما قرار بگیرد خودش می‌شود یک معضل. اینکه نویسنده از زبان محمد به مهناز می گوید که نمی خواهد مثل زن های قدیمی فقط در خانه باشد و درس بخواند، یک قضاوت عجیب است. مگر نسل ما که ماحصل تلاش مادرانمان هستیم بد و نفهم بار آمده ایم و مگر فیزیک و شیمی و زیست خواندن عقل زندگی و اخلاق عملی و ادب و وقار و همسرداری و بچه داری یاد جوانان ما می دهد.

یعنی هنر ارزشمند قالی بافی، خیاطی، آشپزی و تربیت فرزند و ده ها هنر مادران ما چه عیبی دارد که بی فایده و کهنه است اما اگر کسی لیسانس زبان یا ریاضی و یا حقوق داشته باشد فرهیخته است و با فرهنگ این ایده عجیب که تا آخر رمان توسط نویسنده دائم القا می شود در ظاهر جامعه ما کاملا نقض شده است.

آمار طلاق جامعه باسواد امروزی ما بیشتر است و یا سی سال پیش ما؟؟؟ امروزه زنان ما بیشتر قرص آرام بخش مصرف می کنند یا درگذشته؟ شدت مراجعه به مشاورین توسط همین باسوادها ومدرک دارها بیشتر است یا مادران ما؟؟؟ رویگردانی ازخالق و روآوردن به حرف ها و دستورات شیطان درعرصه ی جهانی با سواد امروز نمود بیشتری دارد یا... نویسنده ی این نقد تحصیلکرده است اما توجه دارد که برای اینکه افراد را به حرکت دربیاوریم نیازی نیست که یک فرهنگ و اندیشه سبک درست را زیر شلاق برداشت های نادرست خودمان بگیریم.

هرچند نویسنده خودش درسیر داستان نتوانسته است این حقیقت را بپوشاند و مجبور شده است با شخصیتی چون خانم جون، پیرزن فهمیده، عاقل و مومن و یا مادرهای داستان که قدیمی هستند اما موفق ند، سخن قبلی خودش را هم رد کند، و در ادامه داستان مهناز طلاق داده شده را برای آنکه رشد دهد و تربیت کند به کلاس شعر و موسیقی و... می فرستد. امری که در جامعه امروز ما فراوان است و باز هم به آمار مراجعه کنید حرف راست و درست این نیست که اگر می خواهید رشد کنید به مراودات مختلط وکلاس های مختلف بروید(راهکارنویسنده کتاب) بلکه سخن حق و راست و درست این است که اگر می خواهید رشد کنید زندگی دنیا را درست ببینید، استعدادها و توانمندی ها و علایق تان را رشد دهید و در کل فقط با احساس زندگی نکنید و با عقل و سلاح علم و دانش پیش روید.

اما به هرحال کتاب درقسمت های مختلف برای متاهلین مناسب است.