دقیقه های خیالی

نقد کتاب های چاپی و اینترنتی

۳۷ مطلب با موضوع «رمان توصیه شده» ثبت شده است

برادر انگلستان

نقد رمان برادر انگلستان : واقع نمایی ایران است و برادر انگلیسش!!!

نقد رمان برادر انگلستان

نقد رمان برادر انگلستان : واقع نمایی ایران است و برادر انگلیسش!!!

 

نقد رمان برادر انگلستان نوشته ی علیرضا قزوه

داستان، داستان ایران است و مردمش.

قدمت تاریخی این سرزمین . عادت ها و آدابشان. اما نویسنده می خواهد برای من و شما، رمان ایران به اضافه انگلیس را بنویسد. انگلیسی که مثل برادر چسبیده است به کشور ما البته نه اینکه مثل برادر پشت و پناه باشد. بلکه برای عده ای از داخلی ها برادر وارانه (دو طرفه) عمل می کند و چپو می کند سرمایه هایمان را. رمان داستان اسماعیل جوان خوش قد و قامت و خوش استعدادی نیست که برای درس می دود انگلیس و آن جا وقتی می بیند شیر است و غیور و ضد شاه و انقلابی، با آمپول هایی او را دیوانه می کنند و تا آخر عمر کسی نمی فهمد این چند نفر جوان حسابی چرا این طور بی مقدمه اعصاب و روانشان به هم ریخت. داستان کشور برادر پر لبخند است. انگلیس که صد سال پیش از بیست میلیون جمعیت ایران، ۸ میلیون نفر را کشت و کاری کرد که در کتابهای تاریخ ما ننویسند و خودش در اسناد انگلیس جنایت قتل عام ایرانیان را با افتخار درآورده است. داستان انگلیسی که افغانستان و بحرین را از ما جدا کرد. رضا خان به اضافه جنایت هایش را حاکم کرد، … حالا اسماعیل را اگر قبول نکند جاسوسش بشود و معتقد بماند با دارو نابود می کند…

و هنوز مردم ما کشور انگلیس را بعنوان پیشرفته ترین کشور اروپایی می شناسند و نه به عنوان جنایت کارترین در حق مردم ایران زمین . رمان برادر انگلیس واقع نمایی ایران است و برادر انگلیسش که مثل کنه چسبیده و خون ما را می مکد.

علیرضا قزوه سعی کرده است در بین حرف های درهم و گنگ و پراکنده اسماعیل که مظلومانه با آمپول بیمار شده است واقعیت های تلخ تاریخ این سرزمین و بلاهایی که بر مردمش رفته است را بگوید.

آفتاب پر از توصیف مکانی و زمانی و شخصیت هاست که خواننده را در عمق کتاب غرق می کند و دل نگران شخصیت ها می شود. اتصال گذشته و حال کار دشواری است که به قلم توانای قزوه رخ داده است و خواننده را سردرگم نمی کند.

بهرحال پرداختن به تاریخ گذشته و اتصال آن به حال کار دشواری است و قطعا خوانندگان این رمان باید آثار واقع گرایانه و همراهی با شخصیت های عام و راوی را دوست داشته باشند. ساعات شیرینی را می شود به تلخی تاریخ طی کرد.

 

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • من و دوستام
    • سه شنبه ۱ مرداد ۹۸

    طوفان دیگری در راه است

    نقد رمان طوفان دیگری در راه است : همیشه یک روزنه­ ایی هست که باز است، باید ببینی!

    نقد رمان طوفان دیگری در راه است

    نقد رمان طوفان دیگری در راه است : همیشه یک روزنه­ ایی هست که باز است، باید ببینی!

     

    طوفان دیگری در راه است نوشته ی سید مهدی شجاعی

    داستان تحول انسان­هاست، جوانی با استعداد که در اجتماعی فاسد تمام استعدادها و دارایی­ های درونیش بر باد می­ رود، این جوان ­مرد و زنش فرقی ندارد اما تنها خواستن است که هر دوی آن­ها را به خوش­بختی می­ رساند. پسری خوش استعداد که به خاطر خانواده و جامعه توسری­ خور است، تشنگی محبت، او را به زنی وصل می­ کند و هر دو در مسیری، زندگی درست را پیدا می­ کنند.

    پیام اصلی:
    راه برای رسیدن به رشد برای هیچ­کس بسته نیست، فقط باید اراده کنی و بخواهی.
    همیشه یک روزنه­ ایی هست که باز است، باید ببینی!

    انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا

    پیام­های فرعی:
    هر چیزی در عالم هستی تأثیر گذار است، کلام ما، نگاه ما، …
    کار اثرگذار کاری است که تداوم داشته باشد، نویسنده در مسیر تربیتی که در کتاب دارد؛ دقت بالایی به کار برده و سعی می­ کند امر و نهی را مستقیم به کار نبرد.

    نقاط ضعف:
    پرداختن زیاد به فضاسازی­ هایی که منفی است و خواندنش چندان منفعت ندارد .
    نامه­ ها گاهی طولانی است و در جایی، کار ناشایست خودش را در راه خدا عنوان می­ کند که عجیب است .

    کمال (کامی): پر استعداد است، زبان تندی دارد و رک­ گو است، جامعه او را درک نمی­ کند اما تشنه­ ی درک محبت و فهمیدن خوبی­ هاست.

    زینت: بزرگ شده در خانواده­ ای مذهبی است که به علت تنهایی و ناآگاهی در مسیر بد می­ افتد.

    کتاب برای دبیرستان به بالا مناسب است.
    مخصوصا کسانی که حس می­ کنند دیگر راه رهایی و نجاتی ندارند و افتاده اند در گرداب بدی­ ها، گردابی است که می­ بلعدشان.
    اما این داستان نقطه­ ی امیدی می ­شود برای همه جوانان که بدی­ها، گرداب نیست اگر بخواهید.
    بلکه تنها چاله ­هایی است که می­ توانید با یاری یک خوب از آن­ رها شوید.

    همیشه یک خوب می­ تواند شما را تازه و نو نوار کند.
    در این داستان خوب، همان مصطفی چمران است مصطفی، فراتر از زمان و مکان شاهد همه چیز است.
    فقط باید بخواهی در منظر آن­ها خودت را قرار بدهی.

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • من و دوستام
    • جمعه ۲۸ تیر ۹۸

    نفوذ در موساد

    نقد رمان نفوذ در موساد : با خواندن این کتاب حس غرور و سربلندی می کنی.

    نقد رمان نفوذ در موساد

    نقد رمان نفوذ در موساد : با خواندن این کتاب حس غرور و سربلندی می کنی.


    نقد رمان نفوذ در موساد نوشته ی صالح مرسی


    این کتاب و دو سه تا برادر های این کتاب را که می­ خوانی پر از انرژی می­ شوی، احساس غرور و سربلندی می­کنی حس زنده و پویا بودن در درونت می شکفد.

    نویسنده ی این کتاب یک تابوشکن است.

    بت بزرگ اما توخالیِ اسرائیل؛ چنان برای خودش هیبت ساخته که دولت­ها و ملت­ها از ترسشان نمی ­توانند تکان و مخالفتی داشته باشند، اماصالح مرسی نویسنده این کتاب با بیان حقایقی از مجاهدت های جوان های شجاع مصری، روحیه ی مبارزه را در دل ها زنده می کند.

    نفوذ، داستان جوانان مصری است که در زمان انور سادات پایه های وزارت اطلاعاتی مصر را می ­گذارند و با امید و ایمان و دست­های خالی به جنگ اطلاعاتی اسرائیل می­ روند. آن­ها جوان مصری بنام رافت را  در سرزمین اشغالی و میان صهیونیست­ها وارد می­ کنند تا در عرصه­ های مختلف مقابل اسرائیل بایستند.

    ازخودگذشتگی، ایمان، تدبیر، زیرکی، شکستن هیبت دشمن، ذلیل و خوار دیدن دشمن، سست بودن تار عنکبوتی اسرائیل و…. همه ثمره خواندن این کتاب است.

    ضمن اینکه نویسنده به زیبایی قلم را بر کاغذ حرکت داده و داستان را به جا و زیبا خلق کرده است.

    لذت هیجان و معما گونه بودن کتاب برای جوان­ ها آن قدر زیاد است که کتاب را با همه ی دلهره­ ها و ترس­ها زمین نگذارند…. خوب می­ شد اگر کتاب « دل­نوشته های یک طلبه» هم همین طور داستان­پردازی و قلم­زنی می ­شد و…

  • ۱ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • من و دوستام
    • سه شنبه ۲۵ تیر ۹۸

    تصویر دوریانگری

    تصویر دوریان گری : نقد فلسفه غرب به زبان داستان

    تصویر دوریان گری : نقد فلسفه غرب به زبان داستان


    تصویر دوریان گری ، اسکار وایلد

    ظاهرا:
     داستان جوانی بسیار زیبا به نام دوریان گری است که نقاشی به نام “بازیل” از معصومیت او الهام می گیرد و در این میان مردی به نام “هنری” مانند شیطان عمل کرده و دوریان را تشویق به رد کردن مرزهای ارزشی می کند. دوریان به جایی می رسد که حتی قتل هم می کند؛ به عبارتی معصومیتی که از دست می رود.

    باطنا:
    نویسنده قلم در عالم معنا زده است؛ هرچند نه به آن معنا که مسلمانان از عالم معنا درک می کنند اما به هر حال در قالب یک داستان توانسته است به خوبی مرز بین رذالت که نتیجه اش شقاوت است را با معصومیتی که نتیجه اش سعادت است را بگوید.

    نویسنده نقاش را جای خالقی نشانده که می خواهد بر مبنای پاکی، کارش را پیش ببرد.
    او زیبایی ها را می شناسد و به همان زیبایی هم قلم می زند؛ زیبایی که بر مبنای فطرت پاک تعریف شده است و تمام انسان هایی که در طول داستان نشان می دهد آلوده شده اند.

    و “هنری” نماد شیطان است که تنها با کلمات و وسوسه هایش افراد را به زیر می کشد و به زبونی فرا می خواند.
    و “دوریان” جوانی که با وسوسه “هنری” تمام دارایی اش که نجابتش بوده را به مرور از دست می دهد.

    این کتاب به صراحت نقد فلسفه غرب است به زبان داستان.

    آنچه در تمدن اروپایی پا گرفت، رشد کرد و در ظاهر برای انسان هایش لذت را آورد اما هیچ کس نخواست تا کثافت ها و رذالت ها و بی شرفی های دور از این لذت را هم ببیند و به دیگران با صداقت نشان دهد. در جای جای داستان نویسنده با صراحت افکار فرهنگشان(فرهنگ انگلیسی) را به صحنه می آورد و نتیجه آن را به خواننده نشان می دهد.

    “بازیل” تصویر دوریان را می کشد؛ تصویری بسیار زیبا و “دوریان” آرزو می کند به جای آنکه خودش پیر شود و گذر زمان بر چهره زیبایش اثر منفی بگذارد، تصویر نقاشی شده اش پیر شود و دعایش اجابت می شود. اما نه به این صورت که تنها تصویرش با گذشت زمان پیر شود؛ بلکه هر عمل هوس آلود و گناهی که دوریان انجام می دهد بر ظاهرش در نقاشی هم اثر می گذارد. دوریان زیباست و نقاشی اش هر روز زشت تر می شود. در حقیقت نویسنده دارد نشان می دهد که گناهان بر سیرت و صورت انسان اثر می گذارد و زشت و زیبایی واقعی را می سازد و علنی می کند. دوریان وحشت زده نقاشی اش را پنهان می کند و آخر سر نقاش را هم می کشد و جسدش را پودر می کند، غافل از آنکه خودش و عملش هنوز زنده هستند و هر انسانی اسیر عملش است.

    انسان غرب زده، خدا را حذف کرد تا راحت باشد، لذت را کسی برایش مخدوش نکرد اما حواسش نبود که اسیر خودش است  نه دستورات خدا. آنچه که لذت ها را برایش بی اثر و کم می کند کارهای خودش است نه محبت های خدا.
    و این طور شد که از داشته هایش دست کشید و با لب و لوچه ای آویزان به سراغ نداشته های حرام رفت و قطعا سرانجام همه ی آنها همین است که در رمان به تصویر کشیده شده است.

    دوریان گری برای فرار از تصویر خودش آن را پاره می‌کند ولی در حقیقت خودش را که سالهاست باطنا مرده، ظاهرا هم می‌کشد. این خودکشی نتیجه امروزش نبود، دستاورد روزهای گناهش بود.

     بهر حال این کتاب را نه یک بار که بارها بخوانید و در آنچه غرب خودش هم نقدش می‌کند تفکر کنید.

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • من و دوستام
    • چهارشنبه ۳ بهمن ۹۷

    رعنا

    رعنا: داستانی ساده صمیمانه و واقعی از جنگ یک دختر با مشکلات و زشتی ها

    رعنا: داستانی ساده صمیمانه و واقعی از جنگ یک دختر با مشکلات و زشتی ها

    رعنا ،
    یک داستان ساده و صمیمانه،
    یک زندگی که نه نویسنده آن را با خیالاتش به غلو کشانده و نه خواننده در رویاها، پایان خوش برایش می خواهد.
    اگر بخواهی دنیا را، راست و درست نگاه کنی، در کاسه اش برای همه یک سختی دارد.
    هیچکس نیست که از اول تا آخر عمرش، لذت محض باشد.
    رمان های اینترنتی خیلی سرمان کلاه می گذارند.
    چه با رویا پردازی ها و چه با پایان های خوش ،
    اما رعنا داستان دختری ایرانی است که در کشاکش سختی های دنیا، مدام بالا و پایین می شود اما نه می شکند، نه خم می شود، و نه مثل جوانان امروزی به زشتی ها و ناهنجاری ها روی می آورد… می ماند و می جنگد….
  • ۳ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • من و دوستام
    • جمعه ۷ دی ۹۷

    نگهبانان

    نگهبانان:شبیه سازی جامعه امروز جهان

    نگهبانان:شبیه سازی جامعه امروز جهان

    نگهبانان ،جان کریستوفر ترجمه حسین ابراهیمی الوند

    شنیدن واقعیت از زبان بعضی ها خیلی شیرین و عجیب است. این کتاب داستان واقعیت امروز جهان است. 
    گوسفند را دیده اید. گرگ را چه، شیر و میمون و روباه و فیل و ….
    جنگل و داستان هایش همیشه برای کودکان جذابیت خاصی دارد. برای ما بزرگترها اسمش می شود حیات وحش؛ در داستان ها شیر سلطان جنگل است با کمک گرگ و روباه. بقیه حیوانات هم آرام سرگرم زندگی شان هستند. هیچ اعتراض، هیچ تغییر، هیچ تحول، هیچ رشد، هیچ هیچی اتفاق نمی افتد. شیر و روباه داستان هم همینطور همه را برّه وار می خواهند و الا می درندشان.
    جان کریستوفر جامعه امروز جهان را به دو دسته تقسیم می کند. کسانی که خواستار آرامش و رفاهند و دسته دوم خواستار توسعه مادی و هیجان هستند. هر کس می تواند در یکی از این دو بخش فعالیت کند و نه در دو قسمت. 
    بین این دو حصار است و از هم بی خبرند. رفت و آمد بسیار نادر اتفاق می افتد.
    در هر دو قسمت قوانین و مقررات سخت و لازم الاجرایی حاکم است. افراد آزادی شان تحت سیطره شدید حکومتشان است تا جایی که حتی برای درس و زندگی آنها تصمیم می گیرند. کسی که بخواهد تخطی کند مجازات سخت می بیند. افرادی که به فکر رشد و تغییر باشند از طریق عملی پزشکی فکرشان را عوض می کنند و مانند گوسفندی آرام می شوند که سرشان فقط در آخورشان است.
    اعتراض و …. ممنوع است …
    در حقیقت جان کریستوفر در قالب یک رمان دارد شرایطی که مردم اروپا دارند در آن زندگی می کنند را به دنیا اعلام می کند.
    یادم می آید دهه قبل که در اخبار جهان منتشر شد که تمام خیابان و کوچه و بازار و مکان های عمومی اروپا و امریکا با دوربین های مداربسته کنترل می شود، حساب ها کنترل می شود، تلفن ها شنود می شود،…. نگذاشتند به گوش جهان برسد. 
    اما انسان ها نه با شعور انسانی، بلکه با کنترل آدم خوارها ،توسعه وار زندگی می کنند.
    در داستان مردم شهر را با هالوژن ها و جشن ها و خشونت ها و هیجانات راضی نگه می دارند و مردم شهرستان ها را با رسم و رسومات و اداب های متمولانه و ….
    هر چند که نویسنده خودش هم سردرگم است که قهرمان داستان بر علیه چه چیزی قیام می کند چه باید بخواهد چه نباید بخواهد … اما دلش می خواهد که نخواهد…

  • ۰ پسندیدم
  • ۲ نظر
    • من و دوستام
    • جمعه ۲ آذر ۹۷

    داستان گرگ های آدمخوار

    بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین


    گرگ سالی : داستان انسان های شجاع و گرگ های آدمخوار

    گرگ سالی : داستان انسان های شجاع و گرگ های آدمخوار

    گرگ ­سالی

    اسماعیل فرار می­ کند از شهرش به روستایی که مادربزرگش ساکن است و اتفاقات بعد.... گرگ­سالی دو جنبه دارد.

    یک: گرگ­ سالی داستان گرگ­ های گوسفندخوار نیست. داستان گرگ­ هایی آدم­خوار است؛ گرگ­ های گرسنه ­ی هاری که در زمستان سیاه و کبود به دل گله می ­زنند و نه فقط یک گوسفند را می­ کشند بلکه همه ­ی گله را تا و مار می­ کنند. نه خودشان می ­خورند و نه گوسفند را زنده می ­گذارند. هدف فقط ارضاء وحشی­ گریشان است.

    و جنبه­ ی دیگر کتاب خود اسماعیل است. جوانی که تازه از راهی برگشته و قدم در مسیری گذاشته که اولین نتیجه ­اش آوارگی او است.

    مسیری که حالا اسماعیل جوان، خوش­گذران، زیبا را شیفته­ ی خودش کرده، تا جایی که حاضر است به خاطر این مسیر، هر سختی را تحمل کند. اسماعیل عاشق چه چیز یا چه کس شده است که این طور حاضر است به خاطرش بایستد، بجنگد، فراری شود ولی اعتراض نکند....

    دنیای قشنگ با دختری در مقابل اسماعیل قد علم می­کند اما اسماعیل چه می­کند؟

    درگیری­ های فکری و روحی اسماعیل و آرامش فضایی که در آن پنهان شده است، دیدن اتفاقات  و شنیدن افکار همه رصدهایی است که خواننده همراه اسماعیل دارد انجام می­دهد.

    در حقیقت اسماعیل بریده­ ای از تاریخ کشورمان است که گرگ­ های آدم­خوار در همه­ جا کمین کرده بودند و بر اموال و دارایی ­ها و ناموس آن ملت تسلط داشتند.

    اما اسماعیل دلش نمی­ خواست که گوسفند باشد و تکه­ پاره شود. حاضر شد که قید همه چیز را بزند ولی پنجه در پنجه­ ی گرگ بیندازد.

    داستان جذاب، پر کشش و هیجان­ انگیز است و کاش امیر حسین فردی زنده بود تا سرانجام اسماعیل را برای جوانان کشور بیان می­ کرد. روحش شاد

     

  • ۲ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • من و دوستام
    • سه شنبه ۱۰ مهر ۹۷

    داستان دو شهر

    داستان دو شهر ، اثر چارلز دیکنز

    کتاب، داستان دختر زیبایی است که زندگی سختی دارد. پدرش را ندیده چون پدر هجده سال بی هیچ جرمی در زندان های فرانسه سر کرده است. نه فرانسه الان، فرانسه قبل از متمدن شدن. آزاد که می شود می رود انگلیس و دختر پیدایش می کند.
    در این میان مردم در تدارک انقلاب فرانسه هستند که رخ می دهد. جوانی زیبا و خوش پوش با دختر ازدواج می کند اما بی دلیل اسیر انقلابیون می شود و در طی یک رفت و برگشت محکوم به مرگ می شود. اسم گیوتین را شنیده اید. یک تیغه بلند و قطور و دراز که از بالا گردن افراد را می زند... .

    چند نکته دارد این داستان، یا بهتر بگوییم:  این رمان نویس مشهور در داستان دو شهر چند نکته می خواهد بگوید:

    • قبل از انقلاب فرانسه، اروپا در حالتی بود که داد مردم هوا بود، حاکمان ظالم بی دلیل و با هر دلیلی مردم را به زیر یوغ خودشان کشیده بودند.
    • انقلاب می شود، مردمِ محروم و معترض انقلاب می کنند تا به این ظلم پایان بدهند.
    • بعد از انقلاب فرانسه یا از همان ابتدای انقلاب اتفاق عجیبی رخ می دهد.
    • همان هایی که به ظلم معترض بودند وقتی که روی کار می آیند چنان وحشیانه و بی رحمانه ظلم می کنند که روی همه قاتلین را سفید می کنند.
    • نویسنده نشان می دهد که آدم های پست وقتی به قدرت می رسند مثل سگ هار می شوند. زن و مرد هم ندارد. درنده اند و بی صفت!
    • طرفداران تمدن اروپا قطعا این کتاب و کتاب جان شیفته را نخوانند چون تمام زیر و بمی که کاخ آرزوهایشان را بر آن بنا کرده اند به لرزه می افتد.

     

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • من و دوستام
    • جمعه ۲۳ شهریور ۹۷

    نقد رمان دشتبان

    دشتبان: یک کتاب جهانی

    دشتبان: یک کتاب جهانی

    دشت­بان ، نویسنده: احمد دهقان ،  انتشارات: نیستان

    دشت­بان، یک کتاب جهانی است داستان نوجوانی خاصه ی ایران نیست. اگر ترجمه شود خیلی راحت می ­تواند داستان یمن باشد، نوجوانی سوریه، آوارگی عراق، بیابان­گردی افغانستان و …. نویسنده می­ خواسته بخشی از مصیبت تاریخ ایران را بگوید و مظلومیت و … را به تصویر بکشد.

    اما کفایت می­ کند؛ هر کشوری که جنگ را تجربه کرده است اسم شخصیت­ های داستان را جا به جا کند آن وقت است که می­ بیند چقدر با حال و روز جنگ­ زدگی­ش همراه است.

    توصیف فضا و شخصیت­ ها، در حدی است که تو را با قهرمانان داستان همراه می­ کند و با آن­ها برای زنده ماندن و اسیر شدن و نجات دیگران به تلاش وا می­ دارد.

    داستان آوارگی خانواده ­ای که در جنگ عراق سر به کوه می­ گذارند و غارنشین می­ شوند. سرمای هوا، گرسنگی، کودکان مظلوم، پدری که همراه رزمندگان می­ شود، مادری که باردار است و … و مقاومت و روحیه و انرژی عجیبی که در این خانواده دیده می­ شود. طوری که در تمام داستان با اینکه دائم درد دارد و رنج­ ها را می­ گوید، اما خواننده به خاطر روحیه­ ی عجیب خانواده، حس می­ کند که از امیدش به زندگی و جنگیدنش با مشکلات خسته و ناامید نمی­ شود و می­ داند که پیروز میدان است.

    این کتاب در مقابل تمام کتاب­ های خارجی که یأس و خستگی و سردرگمی بشر غربی، آمریکایی را نشان می ­دهد و فضا کاملا مأیوس کننده است، برهان و دلیل خوبی بر حقانیت انسان­ هایی است که متفاوت می ­اندیشند، متفاوت زندگی می­­کنند و حتی متفاوت می ­میرند.

    به نوجوانان و بزرگان توصیه می ­شود مقایسه­ ای بین این کتاب و دیگر کتاب­ های خارجی نقد شده در این سایت انجام بدهند تا این تفاوت را به وضوح ببینند.

    نویسنده می­ خواسته نمایی از آغاز خلقت آدم را هم به تصویر بکشد برهنگی و خالی بودن ذهن بشریت….، برای همین قهرمان داستان را لخت و عور وارد صحنه دنیا می­ کند، در حالیکه گم گشته و در به در است تا این که با پلیس مواجه می­ شود و در خانه­ اش کنار همسرش ساکن می­ شود و پس از آن کم کم به همه چیز مسلط می­ شود. در حالی که نویسنده نه علم درستی از خلقت و نه درک درستی از چرایی خلقت دارد و دقیقا مثل خودشان تمام افراد را در معامله ­ی جنایت­ ها، خیانت­ ها، شکم بارگی­ ها و لذت­ های انسان غربی می­ گذارد و داستان را جلو می ­برد.

  • ۰ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • من و دوستام
    • دوشنبه ۱۲ شهریور ۹۷

    تکفیری

    بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

    تکفیری  -مهدی دُریاب

    رمان تکفیری : ترسیم حق و باطل

    رمان تکفیری : ترسیم حق و باطل

     

     

     

     

     


    تکفیری ترسیم حق و باطل در نسل گذشته و آینده است. آینه­ ای از نظام ­نامه و سیاست و مبانی و استراتژی یاران حق، یاران حسین بن علی، و نشان­دهنده­ ی حرکت آن­ها از عمق تاریخ و به وسعت کره­ ی زمین، هر جایی که دست ظلم و زور و جنگی در میان است، پیروان دین محمد صلی الله علیه و آله و سلم هستند. به قول احمد متوسلیان هر جا که پرچم لا اله الاالله هست ما هم هستیم. یعنی گستره­ ی مبارزه ما یک وجب خاک نیست. برایمان ایران با لبنان و سوریه و افغانستان و یمن فرقی ندارد. جوانان حزب­ اللهی  چه مثل اکبر پیرویانِ پزشک قبل از انقلاب باشند و در افغانستان با اتحاد جماهیر شوروی بجنگند، چه مثل جوانان 8 سال دفاع مقدس، چه احمد متوسلیان در لبنان و فلسطین، چه مثل احمدِ مستشار در سوریه. یک روز من در کشورم به جرم مسلمان بودنم کشته می­شوم و دیگران باید یاری برسانند، یک روز در افغانستان و سوریه و لبنان و ... ما باید یاری برسانیم.

     

     

    کتاب پیامش همین است. در برابر اتحاد دشمن مستکبرمان که روزی با ما جنگ 8 سال راه می­ اندازد، روزی در قالب طالبان مسلمان می­کشد، روزی پرچم سیاه نحس داعش را بلند می­کند، باید ایستاد، متحد و یک دل. فرامرزی باید پشتیبانی کرد تا خدا هم نصرت کند.

     

    داستان زندگی یکی از رزمندگان و علمای سنی افغان را بیان می­کند که طول زندگیش در جنگ گذشته است. روزی در مقابل روسیه، روزی با طالبان و امروز همراه با داعش. او به ایران می ­آید و هم­رزم شهیدش دکتر اکبر پیروی را در کازرون شیراز پیدا می­کند. داستان جذاب کتاب را بخوانید.

     

     

     

     

     

     

  • ۰ پسندیدم
  • ۲ نظر
    • من و دوستام
    • شنبه ۵ خرداد ۹۷