دقیقه های خیالی

نقد کتاب های چاپی و اینترنتی

۲۶ مطلب با موضوع «رمان توصیه شده» ثبت شده است

داستان جوان رشید و خوش بر و رویی که...

اسماعیل-  امیر حسین فردی



اسماعیل داستانی است تمام نشدنی، فراتر از زمان گذشته و حال و آینده. جاری در تمام دهه­ ها و زنده در کشوری که نسل جوان دارد. پر شور است و پویا، آرزومند است و بی­ پروا.

اسماعیل جوان رشید و خوش بر و رویی است که کسی به او رو نیاورده تا بتواند خودش را پیدا کند، و معنای زندگی را دریابد. تنهاست در عین آن­که میان دوستانش پرسه می­ زند. لات است و لوطی­ منش، او مثل همه، جوانی کردن با آزادی را دوست دارد و تن به هیچ قید و بندی نمی ­دهد. تدبیری اگر برای زندگیش هم می­ کند گاه­ گاهی است و از روی ناچاری اما داستان ما، برخلاف داستان­ های خارجی، خدا دارد و خدا همیشه تقدیر می ­کند جهان را. مخلوقات در کنار برنامه­ ریزی­ ها و تدبیرها­یشان، همیشه زیر سایه تقدیرهای الهی هستند و این می ­شود که اسماعیل به مانع دوست دخترش می­ رسد و کتک مفصلی که از پدرِ دختر می­ خورد.

جریان زندگی اسماعیل تغییر پیدا می­ کند تا آخر جلد دوم که به نام گرگ سالی چاپ شده است. کتاب همان ­قدر که برای جوان ­هایی که مثل اسماعیل یله­ اند شیرین و جذاب است برای دیگر جوان­ ها ساده و خسته کننده.

خیلی­ ها مثل اسماعیل سرگشته و حیران و لاقیدند و انگار دارند داستان خودشان را می ­خوانند و می خواهند بدانند اسماعیل چه می­ کند و به کجا می ­رسد پایانش.

و نویسنده پایان بازی می­ گذارد و ادامه داستان را در جلد دوم (گرگ ­سالی) که آن هم با پایان باز تمام می­ شود ادامه می ­دهد و کاش امیر حسین فردی زنده بود تا ادامه بدهد تا مشتاقان، تشنه­ ی سرانجام اسماعیل نمانند.

به هر حال روانی داستان، واقعی بودن شخصیت ­ها ، نزدیک بودن به حس و حال جوانان امروزی، دوری از مفاهیم سخت، درون­خوانی اسماعیل، توصیفات دقیق، از مشخصات بارز این کتاب است.

چه خسته بشوید، چه با شوق باشید حتما این کتاب را بخوانید. جوان­ ها که حتما، معلمین و مربیان و مبلغین هم با دیدگاه تربیتی حتما حتما. یهدی من یشاء تفسیر زیبایی است که در این کتاب به آن می­ رسید و انّا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا هم.


  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • من و دوستام
    • سه شنبه ۱ خرداد ۹۷

    سکوی پنهان

     سکّوی پنهان /  نویسنده: صالح مرسی/   نشر: شهید کاظمی / مترجم: سید مهدی نورانی



    سکّو یک سکوی پرتاب است از وحشت به آرامش و حرکت

    سکو نترسیدن از تهدیدها و زدن به دل تاریکی و تسلط بر بدی­ ها و نابود کردن آن است.

    سکّو کتابی است معما گونه و پر از امیدواری.

    همیشه هستند کسانی که برای مهار و کنترل دیگران، خودشان را چنان پر هیمنه و پر هیبت نشان می­ دهند که هر کس در مقابلشان است ناگزیر شود سر تعظیم فرو بیاورد.

    اما فقط باید در مقابل این افراد نترسید و تکیه بر داشته­ های عظیم فردی و گروهی کرد و با توکل پیش رفت و قطعا پیروزی در دسترس خواهد بود.

    این کتاب، معمای وحشت اسرائیل را توسط چند جوان به سادگی حل می­کند. اسرائیل می­خواهد سکویی در صحرای سینا نصب کند و نفت مصر را برای خودش استخراج کند. جوانان مصری در یک تعقیب و گریز نفس گیر و پیچیده و پر هیجان با موساد این سکو را در منهدم می­کنند.

    خواندن این داستان واقعی برای جوانان پر از هیجان و امیدواری و ایمان به توانمندی­ هاست.

  • ۳ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • من و دوستام
    • يكشنبه ۲۷ اسفند ۹۶

    نقد کتاب طناب دار

    بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین




    اولین بار نیست که کسی، قلمش را، داستانش را، هنرش را، بر روی کاغذ می آورد برای بیان گوشه ای از تاریخ کشورش.

    اولین بار هم نیست که کسی اولین رمانش را برگی از تاریخ می نگارد و حقایق را با ظرافت و دقت همراه می کند تا نسل امروز و فرداها بدانند اما قطعا این کتاب اولین کار مهدی پناهیان است که قوت و موضوع بی نظیری دارد و البته نویسنده شجاعتی به خرج داده است که در این زمان و با این هجمه زیاد فضای مجازی ، موضوعی را به نگارش در می آورد که با چاپ آن تیرهای فراوان به سمتش پرتاپ می شود.

    داستان چند بعدی کتاب چه از لحاظ شخصیت ها و چه از نظر وقایع با قلم و ذهن نویسنده چنان خوب بر ورق ها نشسته است که خواننده مطمئن می شود با یک نویسنده و یک خبرنگار در صحنه، یا حتی یک فراری از زندان اشرف یا شاید هم با یک جوان دانشجوی بازی خورده طرف است. نگاهی که از کنه وجود سمانه؛ از مجتبی؛ از واقعیت فتنه، از اردوگاه اشرف، از طراحی چند تکه ای چشم آبی ها در داستان وجود دارد این را به خواننده القاء می کنند.

    وجود شخصیت پردازی های آرام و عمیق با خوانش افکار و همراهی روحیات آن ها، تسلط به اتفاقات و روال زندگی آن ها در طول داستان، فضاسازی درست و شکیل و تسلط به وقایع آن تکه تاریخ و معما گونه در آوردن رمان که تا آخرین صفحه باقی می ماند همه نقاط قوتی است که در کنار نتقطه اوج های زنده به چشم می خورد.

    هر چند فضای مجازی امروز جوانان ما را ترغیب می کند به ندانستن درست و قایع و نخواندن آنها و به صورت گزینشی و برشی در اختیار مردم و گاها به دروغ می گذارد اما باید به همت و شجاعت این نویسنده جوان آفرین گفت و منتظر آثار دیگر از او ماند.

    به هر حال کتاب داستان پسری دانشجو است بنام مجتبی که فریب دوستان تشکیلاتی اش به نام سهرابی و آتوسا را می خورد و برای نشان دادن فضای بد کشور در دانشگاه نمایشگاهی درست می کند تا انتخابات را به سمتی سبزگونه ببرد. سهرابی و آتوسا نماینده های منافقین در ایران هستند که توانسته اند تشکیلات خوبی از ناراضی ها راه بیندازند.آتوسا خودش داستانی جدا دارد از نحوه و علت پیوستنش به منافقین و با آموزش و برنامه دقیق جلو می برد در این میان متین و مصطفی بچه های بسیج دانشگاه مورد اتهام قرار می گیرند و در جریان فتنه 88 مجتبی متوجه اشتباهش می شود که قبل از آنکه متین را متوجه کند با تیر آتوسا کشته می شود.....


  • ۳ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • من و دوستام
    • سه شنبه ۸ اسفند ۹۶

    نقد کتاب نان و گل سرخ

    بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

    نان و گل سرخ

    نویسنده: کاترین پاترسون

    نشر کانون پرورشی فکری

    مترجم: حسین ابراهیمی(الوند)

     نان وگل سرخ


    مامان به نرمی شروع کرد: «من فکر می­ کنم، من فکر می­ کنم ما فقط ... فقط نان برای.....»

     

    این قطعه ­ای کوتاه از کتاب است که از زبان زن کارگر کارخانه گفته می­ شود، صنعت وارد عرصه زندگی مردم آمریکا شده است و کارگران را زیر یوغ کارفرماهای ظالم کشیده است. حالا زن و مرد و کوچک و بزرگ هم کار می کنند و هم گرسنه ­اند و هم از لحاظ روحی و معنوی مستضعف. این است انقلاب صنعتی آمریکا. داستان کتاب از نگاه دو کودک بیان می­ شود یکی پسری فقیر که برای سیر کردن شکمش دست به هر کاری می ­زند و خودش کارگر کارخانه ریسندگی است و دیگری دختری کوچک که در خانه ­ای زندگی می­ کند فقیرانه و بزرگان خانه کارگران کارخانه هستند. و فقر و دستمزد کم تمام کارگران کارخانه ­ها را به اعتصاب می­ کشد. جریان اعتصاب، اثرات آن بر روحیه­ ها، و اتفاقات ریز و درشتش این داستان جذاب را رقم می­ زند.

    اما چند نکته جالب دارد:

    1- داستان از زبان  کودک و نوجوانی گفته می­ شود و همین باعث می­ شود که خباثت ­های حیوانی در آن نیاید. یعنی با نگاه معصومانه جلو می ­رود و تحلیل می­ شود.

    2- اگر هوشمندانه داستان را بخوانید وضعیت اسفناک فرهنگیِ امریکا و اروپای متمدن در صد سال گذشته را خوب درک خواهید کرد. بدور از حرف های سیاسی، اینکه دائم گفته می ­شود عرب ملخ­خوار و دور از تمدن با اسلام متمدن شده، واقعیت دیگری را هم از زبان خود نویسندگان امریکا و اروپا باید ببینید. مردمان آن کشورها هم از لحاظ بهداشتی و فکری و فرهنگی تا همین دو صد سال پیش بسیار سطح پائین بوده ­اند نه رسم و رسوم درستی از آداب اولیه بهداشتی داشتند و نه فرهنگ معنوی و روحی درستی. یعنی اسلام 1400 سال گذشته پاکیزگی را ترویج می­ کند و جا می ­اندازد و غرب در 200 سال پیش مشکل نظافت داشته، تحقیق بیشتر بر عهده ­ی خودتان.

    -      در یکی دو صحنه کوتاه وضعیت کلیسا و پاپ ­ها را شرح می ­دهد که پشت سر سرمایه ­دارها بودند و دور از مردمی که حتی نان ندارند بخورند. به قول ما آخوند درباری، هنوز هم همین است، دنیا را ظلم ببرد پاپ­ ها را خواب برده است از قبل، این­جا هم مردمی که حق خودشان را می­ خواهند نه مورد پشتیبانی کلیسا قرار می­ گیرند و نه همدلی حتی، تا نانشان در روغن بماند و سفره ­ی رنگین­شان خالی نشود. دین ظالم پرور.

    خلاصه آن­که کتاب خوب نان و گل سرخ را برای سرگرمی نخوانید، با دقت مطالعه کنید تا ظرافت­ های تفاوت ­ها را ببینید.

    یاد شهید رجایی افتادم، که وقتی هم سن «جیک» پسر نوجوان قهرمان این داستان بوده، با اینکه فقیر بوده و دست فروشی می ­کرده، هیچ وقت کار خطایی نکرده و درسش را هم می ­خواند اما «پسر 13 ساله­ ی داستان یا همان جیک» برای پر کردن شکمش دزدی می­ کند، دروغ می ­گوید و حاضر است زیر بار ظلم برود و هیچ درسی هم نمی­ خواند.

    آن­ها شعار می­ دهند که نان می­ خواهند و محبت و درک روح و معنویت، چیزی که دقیقا نمی  دانند چیست، اما جایش هم خالی است. آن عنصری که وظیفه کلیساست تا تأمین کند، غذای روح.غیر از مسایل جسمی که حیوانات هم دارند دنبال دریافت آن چیزی هستند که خلقتشان نیاز دارد و حالا مهجور مانده، دین مأمن هر دوی این­هاست. دنیایی که پر از عدل است و روحی که آرام و با نشاط است.


  • ۲ پسندیدم
  • ۲ نظر
    • من و دوستام
    • چهارشنبه ۲۵ بهمن ۹۶

    نقد رمان امپراطور عشق


    کتابی که پایانش آغاز یک زندگی ست...( کتابی کم حجم و دوست داشتنی..)




    امپراطور عشق

    داستانی که قابلیت جهانی شدن دارد. کاش به زبان ­های مختلف ترجمه می شد.

    جمله معروف: "اگر دین ندارید آزاده باشید"، مبنای تصویرسازی این داستان بلند است.

    در زمان ه­ای که دین اسلام نبوده، بشر در توحش زندگی می­ کرده، ثروت و قدرت حرف اول را می­زده است کسی که خودش با تمام توان جسمی و جوانیش، غلام دیگری بوده، مقابل دختری پری روی و اشراف­زاده؛ قرار می گیرد و جوانمردی به خرج می­دهد.

    دختر را به عنوان برده به او می­سپارند. او زشت­ ترین برده­ هاست و دختر که از زیبایی­ترین­ هاست...، اما او، مرد است، جوان است اما فرصت طلب نیست، حرام زاده نیست، آزاده است، اسیر شهوت نیست. چهره ­اش شب است اما خورشید روز مقابلش زانو می­زند...

    این کتاب تپش قلبی می­دهد، جوانان باورنکردنی، مخصوصا در زمانه­ ی  ما که جوانان اسیر امیال و هوس شده­ اند، قید دین را زده­ اند اما حسین فاطمه تأکید دارد که اگر دین ندارید آزاده باشید.

    معنای آزادگی را می­توانید به چشم ببینید.

  • ۶ پسندیدم
  • ۷ نظر
    • من و دوستام
    • چهارشنبه ۸ آذر ۹۶

    نقد رمان اسماعیل



    بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

    اسماعیل امیر حسین فردی

    اسماعیل داستانی است تمام نشدنی، فراتر از زمان گذشته و حال و آینده. جاری در تمام دهه­ها و زنده در کشوری که نسل جوان دارد. پر شور است و پویا، آرزومند است و بی­پروا.

    اسماعیل جوان رشید و خوش بر و رویی است که کسی به او رو نیاورده تا بتواند خودش را پیدا کند، و معنای زندگی را دریابد. تنهاست در عین آن­که میان دوستانش پرسه می­زند. لات است و لوطی­منش، او مثل همه، جوانی کردن با آزادی را دوست دارد و تن به هیچ قید و بندی نمی­دهد. تدبیری اگر برای زندگیش هم می­کند گاه­گاهی است و از روی ناچاری اما استان ما، برخلاف داستان­های خارجی، خدا دارد و خدا همیشه تقدیر می­کند جهان را مخلوقات در کنار برنامه­ریزی­ها و تدبیرها یشان، همیشه زیر سایه تقدیرهای الهی هستند و این می­شود که اسماعیل به مانع دوست دخترش می­رسد و کتک مفصلی که از پدر و دختر می­خورد.

    جریان زندگی اسماعیل تغییر پیدا می­کند تا آخر جلد دوم که به نام گرگ سالی چاپ شده است. کتاب همان­قدر که برای جوان­هایی که مثل اسماعیل یله­اند شیرین و جذاب است برای دیگر جوان­ها ساده و خسته کننده.

    خیلی­ها مثل اسماعیل سرگشته و حیران و لاقیدند و انگار دارند داستان خودشان را می­خوانند و می-خواهند بدانند اسماعیل چه می­کند و به کجا می­رسد پایانش

    و نویسنده پایان بازی می­گذارد و ادامه داستان را در جلد دوم (گرگ­سالی) که آن هم با پایان باز تمام می­شود و کاش امیر حسین فردی زنده بود تا ادامه بدهد و مشتاقان تشنه سرانجام اسماعیل نمانند.

    بهر حال

    روانی داستان، واقعی بودن شخصیت­ها ، نزدیک بودن به حس و حال جوانان امروزی، دوری از مفاهیم سخت، درون­خوانی اسماعیل، توصیفات دقیق از مشخصات بارز این کتاب است.

    چه خسته بشوید، چه با شوق باشید حتما این کتاب را بخوانید. جوان­ها که حتما، معمعلمین و مربیان و مبلغین هم با دیدگاه تربیتی حتما حتما. یهدی من یشاء تفسیر زیبایی است که در این کتاب به آن می­رسید و انّا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا هم هم


  • ۳ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • من و دوستام
    • سه شنبه ۲۳ آبان ۹۶

    عریان در برابر باد


    #نقد_رمان_عریان_در_برابر_باد


    بسم الله الرحمن الرحیم.


    عریان در برابر باد، داستان بلندی است به نویسندگی احمد شاکری،  با مضمون کلی دفاع مقدس، به روایت هم میهنان غیور کُردمان.
    اما با درون‌ مایه‌ای از طرفی 1)عرفانی
    و از طرفی
    2)سیاسی.

     #پیام_اصلی_داستان

    🔴1) روایتگر دوران پس از دفاع مقدسند و رد آن بر روزگار ماست.

    شهدای تپه برهانی، یوسف (شخصیت محوری داستان) که مدال جانبازی شیمیایی را از آن دوران بر سینه دارد، و ملاادریس، پدر ابراهیم؛ که سرانجام پسر شهیدش واسطه هدایت او به صراط مستقیم، (ولایت علی بن ابی طالب)،می شود.


    🔴 2) #سیاست
    کتاب، سویی نیز می‌افکند بر سیاست روز و فعالیت‌ها و تبلیغات #وهابیت.
    اینکه با صرف پول‌های هنگفت و زد و بند با بزرگان روستا، در پی تطمیع و جلب مردم به سمت خود و جذب آن‌ها در نیروهای نظامی‌شان (به اسم پرچم اسلام و کمک به برادران مسلمان) هستند.

    وهابیت: اگر چه از دل اسلام درآمد، اما در تقابل با تمامی پیکره اسلام قرار می‌گیرد و تنها در اندیشه دنیای خود است و در لجنزار دنیا دست و پا می‌زند.

    #عریان_در_برابر_باد
    #احمد_شاکری
    #سوره_مهر
    #نقد_رمان_عریان_در_برابر_باد

  • ۳ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • من و دوستام
    • دوشنبه ۲۲ آبان ۹۶

    پنجشنبه فیروزه ای




    بسم الله الرحمن الرحیم

    #نقد_رمان_پنجشنبه_فیروزه_ای📚

    پنجشنبه هم پایان است، هم آغاز شیرین

    داستان پایان جوانی کردن یک جوان و آغاز زندگی یک جوانمرد.

    #قهرمان داستان جوانی خوش قد وقامت است که به سبک همه امروزی ها برای خودش دنیایی از عشق و موتور و موسیقی و درس ساخته است؛ که با یک اتفاق و یک حرکتِ جوانمردانه مسیرش تغییر میکند.

    نویسنده سعی کرده است در فضای دانشجوییِِ موجود کشور، آرزو ها و آسیب های این قشر را با نگاهی واقع گرایانه و دقیق به تصویر بکشد.
    از طرفی وضعیت فرهنگی جامعه هم از نگاه تیز بین خانم عرفانی دور نمانده است و مورد نقد و بررسی مختصری قرار گرفته است.

    #پیام_اصلی_داستان

    ♦️(1)در این کتاب افراد با اختیار و انتخاب های خودشان، مسیر زندگی و آینده شان را رقم می زنند.
    انتخابی که از نوجوانی و جوانی تبلور حرکتی در زندگی افراد پیدا می کند و در طول عمر، خوشبختی و بدبختی فرد را رقم می زند.

    ♦️(2)البته، نویسنده عمده وقت و همت خود را روی زندگی جوانی به نام سلمان می گذارد. او در مسیری حرکت می کند که چندان به خیر نیست.
    اما در جریانی که برایش رقم میخورد در #وادی دیگری قدم می گذارد.
             #وادی که  او را به اوج می رساند و دیگران را هم با خود همراه می کند.

    #پیام_فرعی_داستان

    ♦️(3)طی طریق از من تا او، از شر تا خیر، از ظلمت به نور مفهوم عمیق این کتاب است.
    باز کردن زوایای پنهان روحیات، اخلاق فردی شخصیت ها به کتاب جذابیت خاصی داده است.

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • من و دوستام
    • يكشنبه ۲۱ آبان ۹۶

    وقتی دلی


    #نقد  رمان
    #وقتی_دلی

    #بخش_اول

    سیر داستان سرگذشت پسری است تافته ی جدا بافته .
    چه از جایگاه شخصیت خانوادگی چه از نظر زیبایی،چه از منظر استعداد و توانمندی..


    🔵شخصیت اول داستان:

    مصعب که بسیاااااار
     نازدانه و مورد احترام
    و به خاطر زیبایی فوق العاده اش دختر کش،
    اهل سخاوت است و بسیار حق جو.🌸🌸🌸
    حرف درست را خوب می شنود و  متوجه شود...🌹🌹🌹

    ⚪️شخصیت دوم داستان:
    جعفر برادرعلی علیه السلام
    همه خواهان هم صحبتی با او هستند و
     او دم خور لحظات
    تنهایی و
     تفکر مصعب است.🌺🌺🌺



    ⚫️شخصیت منفی داستان:
    مادر مصعب:
    زنی اهل حرص و هوس و شهوت و ثروت.😷😷😷
    همه ی دنیا را می خواهد برای خودش.
    حتی پسرش مصعب را
    ولی وقتی که باب میلش نباشد او را شکنجه و طرد می کند.😵😯🤐


    ⚫️برادر مصعب:
    که نماد حسادت است.😏😏
    اسلام می گوید:حسد ایمان را می سوزاند.🤔
    ودر غیرمسلمان ،انسانیت را می سوزاند☹️
     و فرد را کور می کند تا غیر از خود را نبیند.😑
    برادر مصعب نماد یک انسان،
    جاهل😶
    حسود🐍
    شهوت پرست🐷
    کور😑
    و جزء لا یعقلون....😴😴😴



    #بخش_دوم

    پیام اصلی داستان:

    از فضای نادانی و خراب،اگر کسی دنبال خوبی باشد نتیجه می بیند،
    اگر کسی دنبال شر و بدی باشد باز هم بار خودش را می بندد.
    ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    و اسلام دینی است که دل های به خواب رفته را بیدار می کند،
    عقل های تعطیل شده را راه اندازی می کند،
    و حق طلب ها را به نور و روشنایی می رساند.
    💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓
    تبصره:رمان هم قوت خوبی دارد که توانمندی نویسنده را می رساند.
    هم به خوبی تاریخ را به تصویر می کشد تا جایی که شیرینی اسلام را به خواننده می چشاند،
    و هم قدرت فوق العده ای در خلق و ترسیم ویژه گی های افراد منفور در صدر اسلام را دارد
     زشتی و تاریکی نیز به  خوبی  بیان شده که حاکی جهالت اعراب آن زمان است...
    💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • من و دوستام
    • پنجشنبه ۱۸ آبان ۹۶

    کمی دیرتر




    نقد کتاب
    #کمی_دیرتر

    اثری زیبا از
    #سیدمهدی_شجاعی

    💠💠💠 شجاعی نویسنده مشهوری است که همه اغلب با 🔅کشتی پلو گرفته و یا کتاب 🔅آفتاب در حجاب به جرگه خوانندگان مشتاق او می پیوندند.

    🌀 کتابهایی از تاریخ اهل بیت که همراهی با نثر ادبی و هنری باعث می‌شود که لذت تاریخ خوانی در مذاق انسان بنشیند.

    حتی در داستان کوتاه هم میتوانید او را صاحب سبک بدانید.
     اما رمان های سید، کمی جنجال برانگیز است.

    آن زیبایی قلم و تسلط را در رمان هایش نمیتوان انتظار داشت. 😶

     محتوا محور بودن مشخصه بارز رمانهای  اوست.

    ✅1⃣ کمی دیرتر یک آسیب شناسی دینی است.
    2⃣ یکی از دغدغه های اصلی مذهبی ما
    یک جریان سنگین که با بی‌توجهی تبدیل به یک اتفاق ساده و دور شده است.
    و ایشان در غالب رمان تلاش می‌کند تا آن را به عنوان یک مهم فراموش شده آسیب شناسی کند.

    3⃣شخصیت جوانی که حقیقت جو است و دلش تغییر دنیا را میخواهد مواجه می شود با عام و خاصی که ادعا می‌کنند اما حرکت نمی کند.😑

    جوان داستان یک یک افراد را به یاری می طلبد و با توجه به جواب ها یشان نشان می دهد که بین حرف تا عمل هایشان چقدر فاصله است.

    ❎❎❎و این یک روند نامطلوب در زندگی ما از 1183 سال پیش است.
    ♻️♻️♻️ روندی که ما را به ظهور امام زمان نمی ساند و نتیجه ای جز غربت برای ایشان نمیاورد.😞😔

    خواندن کتاب برای بعضی امیدوار کننده و برای عده‌ای سخت است اما خواندنش خالی از لطف نیست...

  • ۰ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • من و دوستام
    • چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۶