دقیقه های خیالی

نقد کتاب های چاپی و اینترنتی

۴۱ مطلب با موضوع «رمان ایرانی» ثبت شده است

نقد رمان تب مژگان

سلام دوستان با ادامه ی نقد کتاب های آقای حداد پور در خدمتان هستیم




سلام دوستان با ادامه ی نقد کتاب های آقای حداد پور در خدمتان هستیم

تب مژگان - نویسنده : محمدرضا حدادپور جهرمی


نویسنده تنها نویسنده‌ی آن چه شنیده است می‌باشد، نه هنری در تغییر و تنظیم محتوا به خرج می‌دهد و نه دغدغه‌ای برای بیان درست و به جای حقایق دارد‌؛ گزارشی که انگار موظف است آن را به سمع و نظر خواننده برساند؛ حالا چقدر این گزارش باید ییان شود، چگونه بیان شود؟ چرا بیان شود؟ و می‌خواهیم به خواننده چه چیزی را منتقل کنیم؟ اصلا مد نظر گرفته نشده است و این باعث شده که آسیب جدی به مخاطب وارد می‌شود؛ شاید بزرگترین منفعت این گزارش‌ها این باشد که مردم در جریان دسیسه های دشمن قرار می‌گیرند و قدر و منزلت کشور و سربازانش را بیشتر می‌دانند اما حتی نویسنده خودش را موظف نمی‌داند که چرایی این همه دشمنی با ایران اسلامی و استفاده از خود مردم ایران برای زمین زدن انقلاب را درست تبیین کند.

و اما بیان مسائل جنسی در کتاب........

کسی با صحبت در مورد مسائل جنسی اونم در چهارچوب خودش بحثی نداره.

بحث سر اینکه توی این رمان شدیدا جنسی مرتبا صحنه های خیلی بد جنسی رو توصیح میده، بعد وقتی به لحظات حساسش میرسه چند تا نقطه میذاره و میگه ببخشید بیشتر نمیتونم بگم.، ذهن جوان و نوجوان ادامه مطلب رو به بدترین وجه ممکن میسازه ......یکی از مشکلات این رمان اینه

اما آیا بیان ریز جزییات درست است؟

قطعا خداوند در قران این‌گونه داستان نمی‌گوید و پرده‌ی حیا را نمی‌درد.

دوستانی که استناد به قران کرده‌اند امشب نگاهی به داستان یوسف بیندازند و ببینند که هیچ توصیف تحریک آمیزی نیست و یوسف پیامبر چگونه برخورد کرده است و خداوند چگونه بیان می‌کند. 

بیان مفاسد با این وضوح ضرورتی که ندارد که هیچ، بلکه ذهن‌های مخاطبین را به تصویر سازی می‌اندازد و ضررش بیشتر از منفعتش است.

این‌که دشمن برای جوانان و امنیت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی ما برنامه دارد اصلا غریب نیست‌

موسسه کیهان در کتاب‌های نیمه پنهان به خوبی این‌ها را به تصویر کشیده است، از جمله کتاب‌های

طریقت تزویر

سایه شوم

مسلخ عشق

فریب

و....

و هنوز هم فکر می‌کنم نویسنده ضعف قلم و عدم توانمندی نوشتاری‌اش را با استفاده از صحنه های منفی پوشانده است؛ هر چند که اگاهی جمعی در برداشته باشد.

 

  • ۵ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • من و دوستام
    • يكشنبه ۱۷ دی ۹۶

    نقد رمان حجره پریا


    حجره­ ی پریا

    نویسنده: محمدرضا حدادپور جهرمی

    انتشارات: مصلی


    حجره­ ی پریا داستانی چند بعدی است و اگر منصفانه بخواهد در ترازوی نظر بنشیند، باید از تمام زاویه­ ها مورد بررسی قرار بگیرد.

    ظاهر داستان اجتماعی است، باطنش امنیتی سیاسی است.

    ظاهرش و باطنش، فریاد تهاجم فرهنگی است.

    توهم دشمن، توهم اینکه برای براندازی ما دارند برنامه دقیق و همه­ جانبه­ می­ چینند، توهم این که ما این­قدر مهم هستیم که زمین و آسمان را به هم بدوزند تا ما را از بین ببرند شاید توسط عده­ای مورد تمسخر قرار بگیرد اما حقیقت مثل روز روشن است و انکار نشدنی است. این دست مطالب باید به گوش نسل امروز برسد تا بخوانند و از خواب خرگوشی بیرون بیایند.

    اما بعد....

    نگاه منتقدانه و شجاعانه­ ی نویسنده به فضای خواب­ آلود طلبگی، به دور از تعصب و با چشم تیزبین و دل دردمند قابل تقدیر است و صد البته درست، چه اگر حوزه­های علمیه و طلاب ما وظیفه­ ی تبلیغی و تبشیری خود را متناسب با زمانه و با روحیه­ ی انقلابی انجام داده بودند، فی­ الحال این­طور نبود که هفتاد در صد جامعه را ماهواره گرفته باشد و زیر 40 درصد از جوانان شیعه نماز بخوانند و ایران اولین کشور دارد کننده لوازم آرایشی باشد چه برسد به فضای مجازی که خود قصه و غصه دیگری است و حوزه ­ی علمیه عقب است از همت بلند جوانان غیور ما.

    واقعیت موجود حوزه­ های خواهران اسفناک ­تر از اینی است که نویسنده ترسیم کرده است، چه این که خواهران طلبه ­ای که برای سند 2030 امضاء جمع می­کردند توسط مسئولین حوزه خواهران مورد توبیخ قرار گرفتند و امضاء و ... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ...

    از نظر امنیتی هم که وقتی بزرگِ تشخیص مصلحت، می­گفت تسلیحات نظامی نمی­خواهیم و بزرگِ دستگاه اجرا نیروی نظامی را تحقیر می­کند و بزرگِ دستگاه اطلاعات فقط به خاطر اینکه سید است وزیر اطلاعات شده است نه به خاطر توانمندی­ اش خب جاسوس ­ها می­ آیند و می­ روند و می­ مانند همین جوان­ های مظلومی که جان بر کف نظام را نگه­ داشته ­اند ... هر چند خوب بود و جا داشت نویسنده با سرعت نگذرد از این مقوله و کمی بیشتر به این درد بپردازد.

    به هر حال کوتاه سخن این­که حجره­ ی پریا، نه اولین پرونده­ ی امنیتی ما و نه پیچیده ­ترین آن­هاست.

    نه سربازان گمنام امام زمان(عج) کارشان به این سادگی است و نه ما مطلعیم که دشمن چه کرده و چه ­ها دارد می کند.

    نه مسئولین ما که عده ­ای­ شان نفوذی هستند کوتاه می­ آیند، مگر به قیمت تغییر حکومت و نه مردم ما می­گذرند این اتفاق بیفتد.

    نه دشمن را باید دست کم گرفت و نه دوست را تنها گذاشت.

    نه می­ شود بی­ خیال نظام جمهوری اسلامی شد و نه خدا ما را می­بخشد اگر سرمان گرم زندگی خودمان باشد فقط

    و نه آقای حدادپور حاضر است کمی، فقط کمی قلم­ش را بهتر کند و این رمان­ها را سر و سامان بهتری بدهد که حیف نشود.

    تا اعتراض هم می­کنی در کانالش رای گیری راه می­ اندازد. کلا ما طلبه­ ها نقد پذیر نیستیم، و الا اوضاع مملکت­مان این­طور نبود...

    نقد کتاب های این نویسنده ادامه دارد....با ما همراه شوید

  • ۳ پسندیدم
  • ۲ نظر
    • من و دوستام
    • شنبه ۹ دی ۹۶

    نقد رمان امپراطور عشق


    کتابی که پایانش آغاز یک زندگی ست...( کتابی کم حجم و دوست داشتنی..)




    امپراطور عشق

    داستانی که قابلیت جهانی شدن دارد. کاش به زبان ­های مختلف ترجمه می شد.

    جمله معروف: "اگر دین ندارید آزاده باشید"، مبنای تصویرسازی این داستان بلند است.

    در زمان ه­ای که دین اسلام نبوده، بشر در توحش زندگی می­ کرده، ثروت و قدرت حرف اول را می­زده است کسی که خودش با تمام توان جسمی و جوانیش، غلام دیگری بوده، مقابل دختری پری روی و اشراف­زاده؛ قرار می گیرد و جوانمردی به خرج می­دهد.

    دختر را به عنوان برده به او می­سپارند. او زشت­ ترین برده­ هاست و دختر که از زیبایی­ترین­ هاست...، اما او، مرد است، جوان است اما فرصت طلب نیست، حرام زاده نیست، آزاده است، اسیر شهوت نیست. چهره ­اش شب است اما خورشید روز مقابلش زانو می­زند...

    این کتاب تپش قلبی می­دهد، جوانان باورنکردنی، مخصوصا در زمانه­ ی  ما که جوانان اسیر امیال و هوس شده­ اند، قید دین را زده­ اند اما حسین فاطمه تأکید دارد که اگر دین ندارید آزاده باشید.

    معنای آزادگی را می­توانید به چشم ببینید.

  • ۵ پسندیدم
  • ۷ نظر
    • من و دوستام
    • چهارشنبه ۸ آذر ۹۶

    بگذار آمین دعایت باشم

    بگذار آمین دعایت باشم

    شازده کوچولو

    (اینترنتی)

    دختری بنام آمین که از جانب پدر ، مادر و مرد صیغه­ ایش مورد ظلم قرار می­گیرد. همه ­ی این­ها پولدارند و مغرور... همه دنبال هوس­ند و پول و کلاه سر اطرافیان گذاشتند و این شریکان تجاری اقوام­ند. یعنی هر کسی دارد زیر پای قوم و خویش خود را خالی می­کند.

    سراسر رمان پر است که هوس­بازی مردان و زن­بارگی­ هایشان، خیانت مردان به زنان­شان، روابط آزاد و البته غم و غصه­ های زیاد. تنهایی­ ها، قهرها، دوری کردن­ ها، فرارهای زیاد و تلخی­ ها.

    عجیب است این همه زشت زندگی کردن، پدری که ظلم می­کند و تبعیض قائل می­شود. تاجر است و عاشق و فارغ است و تنهاست و مغرور.

    مادری که فرزندانش را می­گذارد و می­رود چون عاشق مرد دیگری شده است.

    دختری که قهر می­کند از خانه و می­رود.

    دختری که به زور توسط پدرش صیغه­ ی مردی پولدار می­شود.

    دختری که دخترانگی­اش را در اختیار مردی می­گذارد، مادری که تنها زندگی می­کند ...

    رمان، پر است از زشتی ها...،

    چرا انسان­ ها این­قدر تلاش می­کنند که زشتی­ها را در قالب رمانی عاشقانه تحریر کنند و با دادن دو سه تا صحنه­ ی روابط خصوصی، شویِ لباس، آرایش و پول جذابش کنند، این همه نکبت و رنجی که از این زندگی­های هوس­ آلود نصیب انسان می­شود زیباست؟


    واقعا متأسفم.


  • ۶ پسندیدم
  • ۷ نظر
    • من و دوستام
    • شنبه ۴ آذر ۹۶

    سیگار شکلاتی


    سیگار شکلاتی



    هما پوراصفهانی    نشر آراسپ

    سیگار، همه جوره­اش مضر است. چه مشکلاتی­اش، چه ماتیکی­اش، چه بهمن چه تیر؛ مخصوصا خارجی­هایش.


    هما پوراصفهانی دلیل محبوبیتش بین جوان­ها و این که ظرف یک­سال کتاب­هایش تعدد چاپ پیدا می­ کند را تنها و تنها خلق صحنه ­های عاشقانه و پر احساس بین دست­نوشته­ هایش می داند. این کتاب هم مثل همه­ ی آن بقیه­ ی رمان­ هایش همین­طور است.

    سیگار شکلاتی داستان جوانی که نیروی ویژ­ه­ ی نظامی است و مشهور، که هم جنس باز شده است برای نفوذ در بین گروه­ های انحرافی. در این میان عاشق دختر می­ شود و الی آخر... که همه­ ی هفت­صد صفحه پر است از رابطه­ ها، حس ­ها، برخوردهای عاشقانه، ... یعنی آن چه که نوجوان در این سن بسیار درگیرش است و حریص تجربه­ اش.

    البته ایشان درفضای مجازی به گونه ­ای دیگر رمان را قلم می­زد که با سانسور زیاد و تغییر رابطه ­ها مجوز چاپ گرفته است.

    راستش در کل این هفتصد صفحه هر چقدر هم بگردید نمی­توانید چیزی که نیاز روح  و فکرتان باشد پیدا کنید.

    جملاتی که ذهن شما را به سمت و سوی بالا دستی ببرد اما تا دلتان بخواهد صحنه­ های خیالی و هوس­ آلود و گاهی گفتگوهای سطح پایین فراوان است.

    می­دانید فرق رمان­های خارجی با رمان­های فارسی ما چیست؟

    حداقل آن­ها تفکر و فلسفه­ شان را هم تبیین می­کنند یعنی خواننده در آخر کار با اندیشه­­ های هر چند نادرست آن­ها آشنا می­ شود اما رمان­های اینترنتی داخلی که به چاپ هم می­رسند تنها انسان را جسم می­داند و پر از خیال و رویاها و درگیری­ های هوس و شهوت.

    حس بدی به انسان می­دهد وقتی می­بیند که متوقف شده است در جسم و دو چشم و مو نگاه­های هوس آلوده یعنی جز این نمی­شود که بشود.

    پیام اصلی: نیروهای ویژه بچه­­ه ای خوبی­ا ند و برای نفوذ به گروه­ های نفوذی شبیه آن­ها می­شوند اما باز هم وسط مأموریت دلشان می­لغزد و همه چیز را به هم می­ریزند تا به معشوقه­ شان برسند و اینکه بچه­ های نیروی ویژه نظامی قبلا خودشان مورد تجاوز قرار گرفته­ اند و همه­ اش درگیر مشکلات جسمی­ اند و به ناچاری در این وادی افتاده­ا ند و خانواده­ های نابسامانی دارند اما باز هم بی­خوا عاشق می­شوند و کنترل ندارند وقتی پای عشق­شان که برسد.

    این رمان فضای خانواده­ های ایرانی را که اهل تدینند بسیار نابسامان نشان می­دهد که انگار همه درگیر رابطه­ های مشروع هم جنس یا جنس مخالف هستند.


    توی ذوق می­زند این قضاوت­ها.

    نمی­دانم ایشان با بیان مفاسد در این رمان دنبال چه می­گشت. بهر حال جای تأمل داشت.

  • ۳ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • من و دوستام
    • دوشنبه ۲۹ آبان ۹۶

    نقد رمان اسماعیل



    بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

    اسماعیل امیر حسین فردی

    اسماعیل داستانی است تمام نشدنی، فراتر از زمان گذشته و حال و آینده. جاری در تمام دهه­ها و زنده در کشوری که نسل جوان دارد. پر شور است و پویا، آرزومند است و بی­پروا.

    اسماعیل جوان رشید و خوش بر و رویی است که کسی به او رو نیاورده تا بتواند خودش را پیدا کند، و معنای زندگی را دریابد. تنهاست در عین آن­که میان دوستانش پرسه می­زند. لات است و لوطی­منش، او مثل همه، جوانی کردن با آزادی را دوست دارد و تن به هیچ قید و بندی نمی­دهد. تدبیری اگر برای زندگیش هم می­کند گاه­گاهی است و از روی ناچاری اما استان ما، برخلاف داستان­های خارجی، خدا دارد و خدا همیشه تقدیر می­کند جهان را مخلوقات در کنار برنامه­ریزی­ها و تدبیرها یشان، همیشه زیر سایه تقدیرهای الهی هستند و این می­شود که اسماعیل به مانع دوست دخترش می­رسد و کتک مفصلی که از پدر و دختر می­خورد.

    جریان زندگی اسماعیل تغییر پیدا می­کند تا آخر جلد دوم که به نام گرگ سالی چاپ شده است. کتاب همان­قدر که برای جوان­هایی که مثل اسماعیل یله­اند شیرین و جذاب است برای دیگر جوان­ها ساده و خسته کننده.

    خیلی­ها مثل اسماعیل سرگشته و حیران و لاقیدند و انگار دارند داستان خودشان را می­خوانند و می-خواهند بدانند اسماعیل چه می­کند و به کجا می­رسد پایانش

    و نویسنده پایان بازی می­گذارد و ادامه داستان را در جلد دوم (گرگ­سالی) که آن هم با پایان باز تمام می­شود و کاش امیر حسین فردی زنده بود تا ادامه بدهد و مشتاقان تشنه سرانجام اسماعیل نمانند.

    بهر حال

    روانی داستان، واقعی بودن شخصیت­ها ، نزدیک بودن به حس و حال جوانان امروزی، دوری از مفاهیم سخت، درون­خوانی اسماعیل، توصیفات دقیق از مشخصات بارز این کتاب است.

    چه خسته بشوید، چه با شوق باشید حتما این کتاب را بخوانید. جوان­ها که حتما، معمعلمین و مربیان و مبلغین هم با دیدگاه تربیتی حتما حتما. یهدی من یشاء تفسیر زیبایی است که در این کتاب به آن می­رسید و انّا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا هم هم


  • ۲ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • من و دوستام
    • سه شنبه ۲۳ آبان ۹۶

    عریان در برابر باد


    #نقد_رمان_عریان_در_برابر_باد


    بسم الله الرحمن الرحیم.


    عریان در برابر باد، داستان بلندی است به نویسندگی احمد شاکری،  با مضمون کلی دفاع مقدس، به روایت هم میهنان غیور کُردمان.
    اما با درون‌ مایه‌ای از طرفی 1)عرفانی
    و از طرفی
    2)سیاسی.

     #پیام_اصلی_داستان

    🔴1) روایتگر دوران پس از دفاع مقدسند و رد آن بر روزگار ماست.

    شهدای تپه برهانی، یوسف (شخصیت محوری داستان) که مدال جانبازی شیمیایی را از آن دوران بر سینه دارد، و ملاادریس، پدر ابراهیم؛ که سرانجام پسر شهیدش واسطه هدایت او به صراط مستقیم، (ولایت علی بن ابی طالب)،می شود.


    🔴 2) #سیاست
    کتاب، سویی نیز می‌افکند بر سیاست روز و فعالیت‌ها و تبلیغات #وهابیت.
    اینکه با صرف پول‌های هنگفت و زد و بند با بزرگان روستا، در پی تطمیع و جلب مردم به سمت خود و جذب آن‌ها در نیروهای نظامی‌شان (به اسم پرچم اسلام و کمک به برادران مسلمان) هستند.

    وهابیت: اگر چه از دل اسلام درآمد، اما در تقابل با تمامی پیکره اسلام قرار می‌گیرد و تنها در اندیشه دنیای خود است و در لجنزار دنیا دست و پا می‌زند.

    #عریان_در_برابر_باد
    #احمد_شاکری
    #سوره_مهر
    #نقد_رمان_عریان_در_برابر_باد

  • ۳ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • من و دوستام
    • دوشنبه ۲۲ آبان ۹۶

    پنجشنبه فیروزه ای




    بسم الله الرحمن الرحیم

    #نقد_رمان_پنجشنبه_فیروزه_ای📚

    پنجشنبه هم پایان است، هم آغاز شیرین

    داستان پایان جوانی کردن یک جوان و آغاز زندگی یک جوانمرد.

    #قهرمان داستان جوانی خوش قد وقامت است که به سبک همه امروزی ها برای خودش دنیایی از عشق و موتور و موسیقی و درس ساخته است؛ که با یک اتفاق و یک حرکتِ جوانمردانه مسیرش تغییر میکند.

    نویسنده سعی کرده است در فضای دانشجوییِِ موجود کشور، آرزو ها و آسیب های این قشر را با نگاهی واقع گرایانه و دقیق به تصویر بکشد.
    از طرفی وضعیت فرهنگی جامعه هم از نگاه تیز بین خانم عرفانی دور نمانده است و مورد نقد و بررسی مختصری قرار گرفته است.

    #پیام_اصلی_داستان

    ♦️(1)در این کتاب افراد با اختیار و انتخاب های خودشان، مسیر زندگی و آینده شان را رقم می زنند.
    انتخابی که از نوجوانی و جوانی تبلور حرکتی در زندگی افراد پیدا می کند و در طول عمر، خوشبختی و بدبختی فرد را رقم می زند.

    ♦️(2)البته، نویسنده عمده وقت و همت خود را روی زندگی جوانی به نام سلمان می گذارد. او در مسیری حرکت می کند که چندان به خیر نیست.
    اما در جریانی که برایش رقم میخورد در #وادی دیگری قدم می گذارد.
             #وادی که  او را به اوج می رساند و دیگران را هم با خود همراه می کند.

    #پیام_فرعی_داستان

    ♦️(3)طی طریق از من تا او، از شر تا خیر، از ظلمت به نور مفهوم عمیق این کتاب است.
    باز کردن زوایای پنهان روحیات، اخلاق فردی شخصیت ها به کتاب جذابیت خاصی داده است.

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • من و دوستام
    • يكشنبه ۲۱ آبان ۹۶

    وقتی دلی


    #نقد  رمان
    #وقتی_دلی

    #بخش_اول

    سیر داستان سرگذشت پسری است تافته ی جدا بافته .
    چه از جایگاه شخصیت خانوادگی چه از نظر زیبایی،چه از منظر استعداد و توانمندی..


    🔵شخصیت اول داستان:

    مصعب که بسیاااااار
     نازدانه و مورد احترام
    و به خاطر زیبایی فوق العاده اش دختر کش،
    اهل سخاوت است و بسیار حق جو.🌸🌸🌸
    حرف درست را خوب می شنود و  متوجه شود...🌹🌹🌹

    ⚪️شخصیت دوم داستان:
    جعفر برادرعلی علیه السلام
    همه خواهان هم صحبتی با او هستند و
     او دم خور لحظات
    تنهایی و
     تفکر مصعب است.🌺🌺🌺



    ⚫️شخصیت منفی داستان:
    مادر مصعب:
    زنی اهل حرص و هوس و شهوت و ثروت.😷😷😷
    همه ی دنیا را می خواهد برای خودش.
    حتی پسرش مصعب را
    ولی وقتی که باب میلش نباشد او را شکنجه و طرد می کند.😵😯🤐


    ⚫️برادر مصعب:
    که نماد حسادت است.😏😏
    اسلام می گوید:حسد ایمان را می سوزاند.🤔
    ودر غیرمسلمان ،انسانیت را می سوزاند☹️
     و فرد را کور می کند تا غیر از خود را نبیند.😑
    برادر مصعب نماد یک انسان،
    جاهل😶
    حسود🐍
    شهوت پرست🐷
    کور😑
    و جزء لا یعقلون....😴😴😴



    #بخش_دوم

    پیام اصلی داستان:

    از فضای نادانی و خراب،اگر کسی دنبال خوبی باشد نتیجه می بیند،
    اگر کسی دنبال شر و بدی باشد باز هم بار خودش را می بندد.
    ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    و اسلام دینی است که دل های به خواب رفته را بیدار می کند،
    عقل های تعطیل شده را راه اندازی می کند،
    و حق طلب ها را به نور و روشنایی می رساند.
    💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓
    تبصره:رمان هم قوت خوبی دارد که توانمندی نویسنده را می رساند.
    هم به خوبی تاریخ را به تصویر می کشد تا جایی که شیرینی اسلام را به خواننده می چشاند،
    و هم قدرت فوق العده ای در خلق و ترسیم ویژه گی های افراد منفور در صدر اسلام را دارد
     زشتی و تاریکی نیز به  خوبی  بیان شده که حاکی جهالت اعراب آن زمان است...
    💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • من و دوستام
    • پنجشنبه ۱۸ آبان ۹۶

    کمی دیرتر




    نقد کتاب
    #کمی_دیرتر

    اثری زیبا از
    #سیدمهدی_شجاعی

    💠💠💠 شجاعی نویسنده مشهوری است که همه اغلب با 🔅کشتی پلو گرفته و یا کتاب 🔅آفتاب در حجاب به جرگه خوانندگان مشتاق او می پیوندند.

    🌀 کتابهایی از تاریخ اهل بیت که همراهی با نثر ادبی و هنری باعث می‌شود که لذت تاریخ خوانی در مذاق انسان بنشیند.

    حتی در داستان کوتاه هم میتوانید او را صاحب سبک بدانید.
     اما رمان های سید، کمی جنجال برانگیز است.

    آن زیبایی قلم و تسلط را در رمان هایش نمیتوان انتظار داشت. 😶

     محتوا محور بودن مشخصه بارز رمانهای  اوست.

    ✅1⃣ کمی دیرتر یک آسیب شناسی دینی است.
    2⃣ یکی از دغدغه های اصلی مذهبی ما
    یک جریان سنگین که با بی‌توجهی تبدیل به یک اتفاق ساده و دور شده است.
    و ایشان در غالب رمان تلاش می‌کند تا آن را به عنوان یک مهم فراموش شده آسیب شناسی کند.

    3⃣شخصیت جوانی که حقیقت جو است و دلش تغییر دنیا را میخواهد مواجه می شود با عام و خاصی که ادعا می‌کنند اما حرکت نمی کند.😑

    جوان داستان یک یک افراد را به یاری می طلبد و با توجه به جواب ها یشان نشان می دهد که بین حرف تا عمل هایشان چقدر فاصله است.

    ❎❎❎و این یک روند نامطلوب در زندگی ما از 1183 سال پیش است.
    ♻️♻️♻️ روندی که ما را به ظهور امام زمان نمی ساند و نتیجه ای جز غربت برای ایشان نمیاورد.😞😔

    خواندن کتاب برای بعضی امیدوار کننده و برای عده‌ای سخت است اما خواندنش خالی از لطف نیست...

  • ۰ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • من و دوستام
    • چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۶