رمانی با حال و هوایی متفاوت

کیان شخصیت اول داستان، در پوشش تبلیغات و رسانه وارد مناصب مهم دستگاه های دولتی و خصوصی می شود و با نشان دادن توان مندی های خودش جلب اعتماد کرده و مشغول به کار

می شود. اما او تمام قد آبرو و همت و آسایشش را می گذارد تا از منابع ملی ایران محافظت کند و به همین دلیل با مفسدین بزرگ درگیر می شود. از طرفی کیان در منزلش هم مشکلاتی دارد

که او را تا حدی بی تاب کرده است که باعث لغزش و اشتباهش در یکی از  این پرونده ها می شود و...

رمان، داستان پیچیده و پر کششی دارد که متاسفانه با ضعف نوشتاری از جذابیت آن کاسته شده است. گنگی شخصیت،فضاها و کارها خواننده را اذیت می کند.

پس خواندنت را ادامه میدهی. چرا؟

البته نویسنده با دست مایه قرار دادن فضای موجود در جامعه  تو را با خود همراه  میکند تا از قضیه ی فساد ها و زدوبند های سیاسی و اقتصادی سر در بیاوری.

پیام داستان :تا جمهوری اسلامی هست، جهاد واسارت وزجر برای فرزندان انقلاب هست. گاهی در لباس دشمن، گاهی در لباس دوست. فقط مواظب باش که دور نخوری که دشمنت حیله گر

است. باید بجنگی هر چند که تنها باشی، اسیر شوی،  زندگیت از دست برود ودربه در شوی. دشمن هرجایی که توانسته نفوذ کرده ودارد مثل موریانه پایه ها را از بین میبرد و اگر دیر بجنبی و

به فکر زار و زندگی خودت باشی انقلاب به دست نامحرمان می افتد. هزار دستان، نامردانه دارند تمام سرمایه هارا بالا می کشند.

هر چند هستند کسانی که ناموسآ تنها و بی صدا می جنگند و جمهوری اسلامی تا این جوان های مبارز خستگی ناپذیر را دارد، سر پاست.

 ومردم آسوده نباشید که دشمن بیدار است و مشغول خرابکاری .

 

سه راه سرگردون رمان نیست.دردنامه، رنج نامه، حقیقت نامه است.نیشتری است که واقعیت وضعیت موجود و سایه ی تلخ دشمن نفوذ کرده را به تصویر می کشد. تلفیق دیروز و امروز جامعه

اسلامی ایران در پوشش زندگی جهادی و بیان سختی ها، مشکلات خاص زندگی های مجاهدانه و تله های شیطان بیرونی و درونی برای رهروان این راه زاویه های خوبی برای خواننده باز کرده

است که متاسفانه با عدم مهارت نویسنده این زاویه ها تند و خالی از هنر ادامه می یابد و ضربه بدی به پیام داستان میزند. به هر حال امیدواریم این کتاب باز نویسی شود، که جای کار بسیار دارد

و مفاهیم و مضامین خوب منتقل نشده است.