فریب را بخوانید تا فریب نخورید

سیستمی دارند این بهایی ها که فقط و فقط مخصوص خود اسرائیلشان است.وسیستمی داریم ما مسلمان ها که قطعا برای ما نیست و معلوم هم نیست از کدام جهنم دره ای آمده،روال ما ،بی خیالی وسستی وتنبلی و در نتیجه کم کاری است،هرچند که تمام و کمال به ضرر خودمان تمام شود و هست ونیستمان را به باد بدهد.

و روال آن ها،جنگیدن به هر قیمتی با هر بهانه ای برای دست پیدا کردن به همه چیز است.فریب قطعا یک رمان خیالی نیست.داستان های زیادی است که در شهرهای ما و برای افراد زیادی هم اتفاق افتاده و«فریب»یکی از آن هاست.

دختری که نه عقده ای ست،نه تحت فشار دین که بگویند از دین زده شده است.خانواده ای راحت و آزاد جریان های دردناک و سختی که در زندگی این دختر جوان اتفاق می افتد با آزادی کامل و با اختیار خودشان رقم می خورد.

قلم داستان روان و ساده است ومحتوای خوبی هم دارد و البته دختر زیبای داستان دچار دردسرهای زیادی می شود که نتیجه روندی ست که خودش

وخانواده اش دست می گیرند.دست به دست چرخیدن رمان فریب بین دوستان تاییدیه ی جذابیت بالای آن است.

وقتی که صفحاتش را ورق می زنید دلتان آرام می گیرد که جای شخیصیت اول داستان نیستید و دائم در فکرید که چگونه پدرومادر عقل وفکرشان را کنار گذاشتند وبا نشانه های خطر زیادی که سر راهشان سبز می شود باز هم ادامه می دهند وبا پای خودشان به سمت چاه می روند

هرچند که در احوالات مردم اطراف اگر بنگرید پر است از این حماقت ها وبی عقلی ها والبته دردهایی که گاه درمانش امکان پذیر است.