رمان طنز گونه که خنده را به لبها می نشاند وعلامت سوال زیادی را در ذهن ایجاد می کند.

شاید باید مثل اسمش آبنبات می بود یعنی شیرین و خوشمزه و مناسب برای سوغات.

اما هر چه که بیشتر جلو می روی تلخی یک چیز آزارت می دهد و آن هم ترسیمی از فرهنگ پایین مردم در خلال داستان...

رمان بیان زندگی مردم از زبان نوجوانی 10،11 ساله که از دیدگاه خودش همه را صادقانه و درست تعریف می کند:

پدر، مادر ،خواهر،برادر،مادر بزرگ ،فامیل ها، همسایه ها،دوستان، معلم ومدیر،مغازه دار....


کتاب آبنبات هل دار داستان نوجوانی است که تنبل و دروغگو و بد دهن است. پدر و مادر بزرگش انسانهای عوام پول دوستی هستند و ماد ربزرگ علاوه برخصلت پول دوستی بد بین است و البته کمی هم بد جنس و...

هر چه شخصیت ازکوچک و بزرگ و پیر وجوان هست غالبا ازلحاظ فرهنگی ضعیف است الا برادرش محمد که او هم به قول داستان سرش پایین است والا او هم بله...

خلاصه این که به زبان طنز به وضعیت اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی مردم منطقه ای از ایران می پردازد ومنصف هم باشیم طنز را شیرین جلو می برد.

نویسنده در 50،40ص صفحه آخر تلاش می کند که همه چیز را به صلاح برساند و به خواننده بگوید که با تلاش فراوان نوجوان داستان شاگرد دوم شد و مودب و مهربان و خلاصه همه چیز به خوبی و خوشی تمام شد.

تنها دلیلی که باعث شده است این کتاب را انتشاراتی مثل سوره مهر چاپ کند و خندوانه آن را معرفی کند قالب طنزآن است والا 50 صفحه آخر هم ذهن را از بی شعوری عامه مردم پاک نمی کند

به هر حال برای یکبار خواندن هم توصیه نمی شود.