داستان کتاب زندگی سست شده مردی به نام فرشید است که خانوادگی قید دین را زده اند و سبک زندگی غربی را برگزیده اند. روابط نامشروع، جادو و خرافات، درگیری های خانوادگی آفاتی است که دامن گیرشان می شود.

فرشید نماد مردانی است که لذت شهوت را بر گزیده اند و چنان در مقابل هوس های دنیا لنگ انداخته اند که حتی توان اداره یک زندگی سه نفره را با عقل وحساب ندارند. دل و دین را داده اند و دماغ عملی و دستورات ماهواره ای را به جان خریده اند و البته که نه زن می ماند برایشان و نه زندگی. حتی دوستانی از جنس خودشان هم به راحتی سرشان کلاه می گذارند و نادیده شان می گیرند و پیر بابا دومین شخصیت داستان که مردی است پیچیده در ملافه نازک ظاهر و دروغ. به اسم دین، دین و دنیای مردم را بر باد می دهد و کلاف سر در گم زندگیها را با جادو و جنبل گره کور می زند.

والبته عوامی که پی دستورات الهی نروند حتما سوار بر خر مراد شیطان اند از نا کجا آباد سر در خواهند آورد.

نویسنده می خواهد فضای سیاه خیانت بار و کثیف دعا نویس ها و مدعیان جادو و اثرات کار آن ها را بیان کند.

درجامعه امروز ما (من به آن سر دنیا کار ندارم) که مردم مسلمان ایرانی با سرعت عجیبی دارند سبک زندگی شان را از روی دست غربی ها کپی برداری می کنند و به جای راه حل های خدا برای زندگی، از بشر ناتوان طلب راه حل برای مشکلات زندگی شان می کنند، گیر افتادن در دایره خرافه بعید نیست.

هر چند که نویسنده می توانست این داستان پرکشش را با دید وسیع تر و جامع تر و عمیق تری بنویسد و اطلاعات بیشتری به خواننده بدهد و زوایای پنهانی از این قشر و کارهایشان در اختیار خواننده بگذارد. خواندن این کتاب را به خانواده ها توصیه می کنیم.



به هرحال رمان افعی کشی پرده از جنایتی بر می دارد که دل را مکدر می کند و فکر را مشوش و متاسفانه یکی از حقایق موجود جامعه ماست که رو به فزونی دارد. مردمانی که رویگردان از تعالیم الهی، سر گردان در مشکلات، پناهنده به شیاطینی می شوند که جز خدا چیزی در دهان و دستشان نیست.

پس عبرت بگیرید ای صاحبان فکر ...