رویای نیمه شب


خواب های شیرین و راست، گاهی می شوند نمایه ای برای شروع فصل زیبا در زندگی

می گویند رویایی که در نیمه سوم خواب یعنی چیزی نزدیک سحر ببینی صادقانه است، یعنی راست است و واقع می شود این رویای نیمه شب،از همان دست خواب هایی ست که فقط گاه گاهی برای خیلی خواص رخ می دهد که نوش جانشان.

به قول عربها:هنیئا لک

داستان ریحانه ی شیعه و هاشم سنی است. دختر و پسری که از کودکی باهم بزرگ می شوند یکی پدری حمامی دارد و پسر پدری طلافروش.

زمان بینشان فاصله می اندازد و حالا هردو جوان شده اند .یکی پر حیا و خواستنی دیگری خوش قد و قامت و زیبا؛ طوری که قنواء دختر حاکم خواهان به دست آوردن او می شود و چه تلاش هایی هم که نمی کند. هاشم خواهان ریحانه است و می افتد به رسیدن و فهمیدن.

و ریحانه که دلش پیش هاشم است اما اهل ارتباط نیست، دعا می کند که زندگی اش کنار ریل هاشم قرار بگیرد.

داستان این رمان هم پر اتفاق است و هم پر مطلب. چه می شود که هاشم سنی سراغ اهل شیعه می رود.؟حاکم چرا شیعیان را شکنجه می کند؟ شیعیان چه برنامه ای برای رهایی دارند؟ شیعیان و اهل تسنن با هم چگونه اند و سر آخر...

عشق ریحانه و هاشم هم اگرچه اصل داستان است اما اگر هاشم دنبال حق نمی رفت، اگر که نمی خواست خوشبختی را در آغوش بگیرد و اگر ریحانه مثل قنواء تن به هرزگی و لذت می داد شاید هیچ وقت این کتاب نوشته نمی شد.داستان ها از استثناها متولد می شود.

شاید یکی از رمان هایی ست که هرکس خوانده مجذوبش شده و به دیگران به عنوان اولین رمان معرفی می کند.