من پیش از تو

زندگی در غرب را نه آن گونه که تصور ماست بلکه آن طور که واقعیت است را می توانید در کتاب های داستانی شان ببینید.(البته اگر کسی مایل باشد که ببیند)

انسان های غربی پر شده اند از«خودشان». فرقی ندارد پیر و جوانشان دنبال این هستند که«من»شان را چگونه می شود لذت مند جلو برد.

داستان دختری که در خانواده متوسط است و برای آنکه بتواند روال معمولی دنیایش را بگذراند باید کار کند.کار کند که بخورد و بپوشد. بخورد که کار کند. چرخه ی حیوانی که در دنیا حاکم شده است. و پسری پولدار که در اوج لذت های دنیا بوده و بر اثر تصادفی فلج شده و خانه نشین. پول که باشد می شود با دو مستخدم همه چیز را اداره کرد. یکی دختری که دل به دلش بدهد.یکی هم مردی که تمیز کاریش کند. پدر و مادر غربی هم که دنبال«من لذت بر خودشان»هستند. اتفاقاتی که بین این پسر فلج و این دختر می افتد داستان را جلو می برد و شما را همراه می کند.

دخترک قهرمان داستان هم¬خانه ی دوست پسرش است و گرمی بخش رختخوابش تا شاید وقتی ازدواج کنند. درحالیکه دوست پسرش سرش با با دختران ورزشکار گرم است برای پیشرفت ورزشش؛ و دختر برای کسب درامد سراغ کار می رود و می¬شود همدل و همراه پسری فلج.

دختر مهربان است، پول نیاز است و صبور. نتیجه ی این پرستاری می شود عشق به مفلوجی که می خواهد خودکشی کند و ترک دوست پسر و دلبستن به این فرد.

پسر فلج داستان مغرور است خوشگذران پردرآمد و پر آرزو بوده که باتصادفی تمام آرزوهایش بر باد می رود حالا به موسسه ای که هرکس از زندگی سیر شده باشد با آرامش می کشنش پول داده و روز مرگش را هم تعیین کرده تا در موسسه بستری شود و آنها آنرا به دیار باقی بفرستند به اصرار پدر و مادرش (که هر دو پی عشقشان هستند سوا سوا) قبول می کند زمان خودکشی اش را عقب بیندازد عشق دختر به خودش را می فهمد اما چون اینطور زندگی کردن را بی فایده می بیند باز هم سر موعدش در موسسه بستری می شود و با کمک آنها می میرد.

محبت در قلب انگار که مرده است من به غرب و آمریکا سفر نداشته ام اما کتاب های داستانی ای که نوشته خودشان هست زیاد می خوانم مبنای زندگی شان انگار فقط لذت است لذت. حالا در این میان کسی از بین برود آسیب ببیند و یا هرچیز دیگر چندان تو را نباید اذیت کند. خودت را دریاب بقیه چیزها به جهنم.

رمان جذابی که تو را امیدوارانه می کشد با خودش و همین هم باعث می شود که تو زندگی دختر ورزشکار را ندیده بگیری که بخاطر نان و جا و شهوت با هم همخوانه می شوند و بازهم پدرمادرهای خودخواه دختر و پسر فلج را ندیده بگیری به امید پایان خوش داستان ولی متوجه میشوی با یک ناکامی بسیار و اندوه آور برای دختر و یک خودکشی وحشتناک قانون مند و با کلاس برای پسر فلج . خلاصه اگر رمان را با چشم باز بخوانی یه دور کامل سبک زندگی خانوادگی، سبک زندگی جوانان اروپا و آمریکا را درخواهید یافت.

خیلی از رمان های اینترنتی همین مدل دستمایه را دارند.